شمیم ادب
علمی،آموزشی،فرهنگی،اجتماعی

 

مرد جواني از سقراط رمز موفقيت را پرسيد كه چيست. سقراط به مرد جوان گفت كه صبح روز بعد به نزديكي رودخانه بيايد.

هر دو حاضر شدند.

سقراط از مرد جوان خواست كه همراه او وارد رودخانه شود. وقتي وارد رودخانه شدند و آب به زير گردنشان رسيد، سقراط با زير آب بردن سر مرد جوان، او را شگفت زده كرد.

مرد تلاش مي كرد تا خود را رها كند اما سقراط قوي تر بود و او را تا زماني كه رنگ صورتش كبود شد محكم نگه داشت.

سقراط سر مرد جوان را از آب خارج كرد و اولين كاري كه مرد جوان انجام داد كشيدن نفس عمیق بود.سقراط از او پرسيد: "در آن وضعيت تنها چيزي كه مي خواستي چه بود؟"

پسر جواب داد: "هوا"

سقراط گفت: "اين راز موفقيت است! اگر همانطور كه هوا را مي خواستي در جستجوي موفقيت هم باشي بدستش خواهي آورد" رمز ديگري وجود ندارد.

کارت پستال درخواستی طراحان



تاریخ: شنبه 09 دی 1391
ارسال توسط hamidreza57

 اولین روز دبستان بازگرد
کودکی ها، شاد و خندان باز گرد


باز گرد ای خاطرات کودکی
بر سوار اسب های چوبکی

خاطرات کودکی زیباترند
یادگاران کهن مانا ترند

درسهای سال اول ساده بود
آب را بابا به سارا داده بود

درس پند آموز روباه و خروس
روبه مکار و دزد و چاپلوس

روز مهمانی کوکب خانم است
سفره پر از بوی نان گندم است

کاکلی گنجشککی باهوش بود
فیل نادانی برایش موش بود

با وجود سوز و سرمای شدید
ریز علی پیراهن از تن می درید

تا درون نیمکت جا می شدیم
ما پر از تصمیم کبری می شدیم

پاک کن هایی ز پاکی داشتیم
یک تراش سرخ لاکی داشتیم

کیف مان چفتی به رنگ زرد داشت
دوش مان از حلقه هایش درد داشت

گرمی دستان مان از آه بود
برگ دفترها به رنگ کاه بود

مانده در گوشم صدایی چون تگرگ
خش خش جاروی با پا روی برگ

همکلاسی های من یادم کنید
باز هم در کوچه فریادم کنید

همکلاسیهای درد و رنج و کار
بچه های جامه های وصله دار

بچه های دکه سیگار سرد
کودکان کوچک اما مردِ مرد

کاش هرگز زنگ تفریحی نبود
جمع بودن بود و تفریقی نبود

کاش می شد باز کوچک می شدیم
لااقل یک روز کودک می شدیم

یاد آن آموزگار ساده پوش
یاد آن گچ ها که بودش روی دوش

ای معلم نام و هم یادت به خیر
یاد درسِ آب و بابایت به خیر

ای دبستانی ترین احساس من
بازگرد؛ این مشق ها را خط بزن




تاریخ: شنبه 09 دی 1391
ارسال توسط hamidreza57

     

هردمبیل

هردن بیر: [ هََ دَم ْ ](ترکی ، ص مرکب ) مرکب از دو کلمه ٔ هردن به معنی گاهگاه و بیر به معنی یک ، یعنی بدون نظم . نه بترتیب نیکو. نه بنظم شایسته . بی رویه . بی معنی . نابجای . چرند. (از یادداشتهای مؤلف ). عوام هردمبیل و هردنبیل گویند.

سُرُ و مُرُ و گنده

سر و مر: [ س ُ رُ م ُ ] (ص مرکب ، از اتباع ) سخت فربه : سر و مر و گنده .

قشقرق

قشقرق : [ ق ِ ق ِرِ ] (ترکی ، اِ) قشقره . هیاهو و جاروجنجال سخت . دادو فریاد خاصه میان زنان . هیاهوی بسیار از جماعتی

 الم شنگه

الم شنگه . [ اَ ل َ ش َ گ َ / گ ِ ] (اِ مرکب ) علم شنگه .  قیل و قال و شلوغ کردن یک نفر یا جمعی ، و با لفظ «درآوردن » استعمال میشود، شایدشنگه دهی بوده است که اهل آن وقتی که در محرم دسته بیرون میاوردند بی ترتیب و با داد و قال بودند. (فرهنگ نظام ج 3 ذیل «علم شنگه »

خالی بند

لاف زن، دروغگو. کسی که غلافِ شمشیر خود را خالی به خود بسته تا وانمود کند مسلح است. همچنین کسی که تفنگ بی فشنگ به خود بندد. کنایه از آنکه هیچ در چنته ندارد و لاف گزاف زند.

کجدار و مریز

دست به عصا رفتن؛ کنایه از رفتار با احتیاط بخاطر شرایط موجود: تصور کنید یک لیوان آب دستتان است در صورتی که کج است مراقب باشید که نریزد و این عبارت به این معنی است که کاری را با احتیاط انجام دهید:

بامبول

بامبول . (اِ) تُنبُل (درتداول عامه ). حیله و مکر در کاری . (فرهنگ نظام ). کَلَک . دوز و کلک . حقه . نادرستی . تزویر. (فرهنگ لغات عامیانه ٔ جمالزاده ). مکر. تقلب . شیوه . رنگ . دغل : هزاربامبول میزند، هزار شیوه میزند. (یادداشت مؤلف ).

چلمن

چلمن . [ چ ُ م َ ] (ص )  چِل . در تداول عامه ، کسی که زود فریب خورد. گول . در اصطلاح عوام ؛ مرادف پخمه و پپه و پفیوز است . فریب خوار. آنکه به فریب مال وی توان ستد.غَیّی . نادان . سفیه . ابله . هپل هپو. ضعیف عقل . دبنگ . هالو. خل.

هرّ و برّ

هر. [ هَِ رر ] (ع مص ) راندن گوسپند را. (منتهی الارب ). ||خواندن گوسپند را به سوی آب . منه المثل : لایعرف الهر من البر؛ یعنی او نمی شناسد رنج رسان را از راحت رسان یا فرق نمی کند خواندن گوسپند را از راندن . (منتهی الارب ). معنی مثل این است که کار آن را که بر وی هجوم می آورد از آنکه بدو نیکویی می کند فرق نمیگذارد. (اقرب الموارد). || (اِ) گربه . ج ، هِرَرَة. (منتهی الارب ) (اقرب الموارد).

گاگول

(ص .) (عا.) احمق ، گیج .

 


 

منابع: لغت نامه دهخدا - فرهنگ معین.



تاریخ: شنبه 09 دی 1391
ارسال توسط hamidreza57

 

 
آذر ماه امسال با آمدن برف برق بخش اعظمی از شهرستان سمیرم از جمله منطقه ونک برای ساعت ها قطع شد ، بسیاری از ما فقط اخبار آن را شنیده و دنبال نمودیم ، اما جدای از سختی هایی که قطعی برق برای مردم داشته ، به یاد آوردیم سالهای نه چندان دور را که آنقدر برف می آمد که دانش آموزان چون از هر دو طرف برف درب حیاط را احاطه کرده بود ، ناچار بودند که از پشت بام ها داخل کوچه بپرند و لابلای برف های سپید و دل انگیز خود را کشان کشان به مدرسه برسانند ، توی مدرسه هم پر می شد از هلهله و برف بازی یا به قول خودمون ونکی ها گرنه بازی ، چه کیفی داشت وقتی با گرنه های آبکی همدیگه را نشونه می رفتیم ، بعضی از دوستان هم چنان ضرب دستی داشتند که آدم را بیچاره می کرد .


ادامه مطلب...
تاریخ: شنبه 09 دی 1391
ارسال توسط hamidreza57

 

دختر ایل

دختر زحمت و نداری و غم

تو یادگاری از گذشته و امروز ایل و کوچی

تصویر تو  ، مادرانی را به یادم می آرود که سالها در دیار زیبایمان ، ونک سربلند زیستند ، به نداری و صبوری و افتخار .

 SiteRooz.com




تاریخ: شنبه 09 دی 1391
ارسال توسط hamidreza57

 

 

دوباره باز خواهم گشت

نمی دانم چه هنگام ، از کدامین راه

ولی یکبار دیگر ،  باز خواهم گشت

و چشمان تو را ، با نور خواهم شست

و از عرش خداوندی ، شما را هدیه های تازه خواهم داد

به لب های فرو بسته ، امید خنده خواهم داد

به دیوار حریم عشق ، یکبار دگر ، من تکیه خواهم زد

به گندم ، من حدیث نو شکفتن ، یاد خواهم داد

به شمع روشن محفل ، رموز همنشینی با پر پروانه را ، من یاد خواهم داد

گل نرگس به دشت مهربانی ، هدیه خواهم برد

کمرهای خمیده از شقاوت ،  راست خواهم کرد

برای فهم زیبایی ، دوباره واژه خواهم ساخت

دوباره مزه لبخند را ،  من بر لبان خشک خواهم راند

                                                    

نگاه مهربانانه ، امید گرمی خانه

رسوم عشق ورزی را ،  دوباره زنده خواهم کرد

برای قفل لب هاتان ، برای فتح دل هاتان ، کلید تازه خواهم داد

برای سر نهادن ، تا سحر بگریستن ، آنک هزاران شانه خواهم داد

به مردم بانگ خواهم زد:

هلا ای عاشقان خسته نومید ، به پیش آرید دفترهای مشق زندگانی را

که من سر مشق های تازه خواهم داد

برای صبح فردا ، مشقتان این است

هزاران بار بنویسید ، آزادی ، محبت ، عشق

و یکصد بار بنویسید ، انسان بنده حق است

و بنویسید ، رنگ آسمان آبی است

سیاهی ها  ز دفترهای قلب خویش برگیرید

کنون با خط خوش ، زیبا

در اوراق سفید قلبتان این جمله را صد باره بنویسید

خدا نور است ، زیبایی است

خدا آزادگی را دوست می دارد

images (28).jpg

دوستان وهمکاران گرامی تا فرصتــــی دگـــر اورا سپـــــــــــاس شمــــــــــا را بـدرود.

آرزومند شادکامی تان

 




تاریخ: جمعه 08 دی 1391
ارسال توسط hamidreza57

 

 


شیرینىِ در کنار هم بودن لبخندهاى امشب، هزار بار بهتر از اشکِ حسرت ریختن بر مزار جدایى هاى فرداست.         

 




تاریخ: پنج‌شنبه 30 آذر 1391
ارسال توسط hamidreza57

 

 

1 - لباس مناسب به تن کنید

وقتی که شما خوب به نظر برسید دیگران دید متفاوتی نسبت به شما پیدا می کنند. با حمام و مرتب کردن سر و صورت و پوشیدن لباس تمیز می توانید اعتماد به نفس لازم را کسب 

2 - به نحوه ایستادن خود توجه کنید

اگر با سستی و بی حالی و شانه های افتاده صحبت می کنید، وقتی نسبت به آنچه انجام می دهید علاقه نشان نمی دهید و به خودتان عشق نمی ورزید این به این معناست که شما اعتماد به نفس کافی ندارید. در هنگام صحبت کردن صاف بایستید، سرتان را بالا بگیرید و تماس چشمی داشته باشید

 دررديف و صف جلو قرار گیرید

اکثر مردم در مدرسه، اداره و جلسات ترجیح می دهند در ردیف عقب قرار گیرند چون از مورد توجه قرار گرفتن وحشت دارند و در واقع اعتماد به نفس ندارند. تصمیم بگیرید برای رفع آن در ردیف جلو بنشینید و بر ترس خود غلبه کنید. 

4 - با صدای بلند صحبت کنید

اگر جزو گروهی هستید که از صحبت کردن با صدای بلند در جمع وحشت دارید از همین حالا شروع کنید. سعی کنید حداقل یک بار در گروه با صدای رسا صحبت کنید؛ از این روش نه تنها اعتماد به نفس خود را بالا می برید بلکه در جمع دوستان تان محبوب تر نیز می شوید.


5 - سخنران خود باشید

۳۰ تا ۶۰ ثانیه از سخنرانی هایی که اهداف و آرزوهای شما را در بردارد بر روی کاغذ بنویسید و آن را در جلوی آینه با صدای بلند مانند یک سخنران بازگو کنید حتی می توانید در ذهن خود نیز آن را مرور کنید. 

6 - سپاسگزار باشید

به جای آن که به نداشته ها و نقاط ضعف خود تاکید کنید لیستی از چیزهایی که دارید تهیه کنید و هر روز زمانی را به قدردانی و سپاسگزاری اختصاص دهید. موفقیت های گذشته، مهارت های منحصر به فرد و حرکت های مثبت خود را مرور کنید.

7 - از دیگران تعریف کنید

وقتی ما نسبت به خود احساس مثبت نداریم به توهین و غیبت دیگران می پردازیم. برای تغییر آن باید یاد بگیرید از دیگران تعریف و از شایعه پراکنی در مورد دیگران خودداری کنید. با یافتن بهترین ها در دیگران بهترین ها را در خود می یابید.

 




تاریخ: چهارشنبه 29 آذر 1391
ارسال توسط hamidreza57




تاریخ: سه‌شنبه 28 آذر 1391
ارسال توسط hamidreza57




تاریخ: سه‌شنبه 28 آذر 1391
ارسال توسط hamidreza57
💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران