شمیم ادب
علمی،آموزشی،فرهنگی،اجتماعی

 

یاد دارم در غروب سرد سرد
 می گذشت از کوچه ما دوره گرد
داد می زد کهنه قالی می خرم
جنس عالی، دست دوم می خرم
گر نداری، کوزه خالی می خرم
اشک در چشمان بابا حلقه بست
عاقبت آهی کشید بغضش شکست
گفت اول ماه است نان در سفره نیست
ای خدا شکرت ولی این زندگیست ؟
بوی نان تازه هوشش برده بود
اتفاقا مادرم هم روزه بود
خواهرم بی روسری بیرون دوید
گفت آقا سفره خالی می خرید؟




تاریخ: دوشنبه 04 آذر 1392
ارسال توسط hamidreza57

 

 

 




تاریخ: شنبه 02 آذر 1392
ارسال توسط hamidreza57
ارسال توسط hamidreza57

 

ای رفته از برم به دیاران دوردست!

 

 

با هر نگین اشک، به چشم تر منی

هر جا که عشق هست و صفا هست و بوسه هست-

در خاطر منی.

     

هر شامگه که جامه‌ی نیلین آسمان-

پولک نشان ز نقش هزاران ستاره است-

هر شب که مه چو دانه‌ی الماس بی‌رقیب-

بر گوش شب به جلوه، چنان گوشواره است-

آن بوسه‌ها و زمزمه‌های شبانه را-

یادآور منی-

در خاطر منی

    

در موسم بهار-

کز مهر بامداد-

دوشیزه‌ی نسیم-

مشاطه‌وار، موی مرا شانه می‌کند-

آن‌دم که شاخ پُر گل باغی به دست باد-

خم می‌شود که بوسه زند بر لبان من-

وآنگاه، نرم نرم-

گل‌های خویش را به سرم دانه می‌کند-

آن لحظه، ای رمیده ز من! در بر منی-

در خاطر منی.

    

هر روز نیمه ابری پاییز دلپسند

کز تند بادها-

با دست هر درخت-

صدها هزار برگ ز هر سو چو پول زرد-

رقصنده در هواست-

وآن روزها که در کف این آبی بلند-

خورشید نیمروز-

چون سکه‌ی طلاست-

تنها توئی توئی تو که روشنگر منی-

در خاطر منی.

       

هر سال، چون سپاه زمستان فرا رسد-

از راه‌های دور-

در بامداد سرد که بر ناودان کوی-

قندیل‌های یخ-

دارد شکوه و جلوه‌ی آویزه‌ی بلور-

آن لحظه‌ها که رقص کند برف در فضا-

همچون کبوتری-

وآنگه برای بوسه نشینند مست و شاد-

پروانه‌های برف، به‌مژگان دختری-

در پیش دیده‌ی من و در منظر منی

در خاطر منی.

   

آن صبح‌ها که گرمی جانبخش آفتاب-

چون نشئه‌ی شراب، دود در میان پوست

یا آن شبی که رهگذری مست و نغمه‌خوان-

دل می‌برد به‌بانگ خوش آهنگ: دوست، دوست-

در باور منی

در خاطر منی.

     

اردیبهشت ماه

یعنی: زمان دلبری دختر بهار

کز تک‌چراغ لاله، چراغانی است باغ

وز غنچه‌های سرخ-

تک تک میان سبزه، فروزان بود چراغ

وآنگه که عاشقانه بپیچد به‌دلبری

بر شاخ نسترن-

نیلوفری سپید-

آید مرا بیاد که: نیلوفر منی

در خاطر منی.

      

هر جا که بزم هست و زنم جام را به‌جام

در گوش من صدای تو گوید که: نوش، نوش

اشکم دود به‌چهره و لب می‌نهم به‌جام-

شاید روم ز هوش

باور نمی‌کنی که بگویم حکایتی:

آن لحظه‌ای که جام بلورین به‌لب نهم-

در ساغر منی

در خاطر منی.

   

برگرد، ای پرنده‌ی رنجیده، باز گرد

بازآ که خلوت دل من آشیان تست

در راه، در گذر-

در خانه، در اطاق-

هر سو نشان تست

      

با چلچراغ یاد تو نورانی‌ام هنوز

پنداشتی که نور تو خاموش می‌شود؟

پنداشتی که رفتی و یاد گذشته مرد؟

و آن عشق پایدار، فراموش می‌شود؟

نه، ای امید من!

دیوانه‌ی توام

افسونگر منی

هر جا، به هر زمان-

در خاطر منی.

شاعر: مهدی سهیلی، کتاب در خاطر منی، تهران 1346





تاریخ: پنج‌شنبه 30 آبان 1392
ارسال توسط hamidreza57

 

درود بر این همه صفا ویک پارچگی 

درود بر همت بالای همه ونکی ها ، همه ی  مساجد و محلات ونک 




تاریخ: پنج‌شنبه 30 آبان 1392
ارسال توسط hamidreza57

 

گل گیس کمر

ونک

دیار صبورم

سرزمین شقایق و اشک و شهادت

وه که حیران می کند 

مشامم را،  عطر بهارانه ی دامنه های پر گلت

*********

و غمگینم

که امروز چقدر غریب و تکیده ای

*********

رودهایت جاری است

و ، لبانت  ، خشک و ترک خورده !

*********

بر لب آب نشسته ای

گرداگردت  رودهای جاری و پر خروش

قرن هاست  ترانه می خوانند

اما، چشم امیدت

سالهاست از انتظار در حدقه خشکیده

*********

می دانی  !

چقدر سخت است ، نظاره گر زلال آب باشی

و  تشنه

*********

ترانه جاری بر لبان رودهایت ، دل انگیز است

اما ، نه برای تو !

تو که رهگذر نیستی !

تو یادگار سال ها بودنی

دیر گاهی است  تو فقط می شنوی !

و ، دستی نیست

تا خنکای پاشیدن مشتی آب را بر چهره ترک خورده ات بچشاند

*********

خانه هایت

یکی ، یکی، فسرده و متروک می شود

می روند!

انگار در فرار از هم سبقت گرفته اند !

و کوچه هایت

هر روز از هیاهوی مردمت خالی تر

*********

می روند

نه از سرخوشی !

سفره ات که خالی باشد

چاره ای جز رفتن نداری

سفر آغاز دوباره یافتن است

*********

کمر جاده ات شکسته

و مرا به بن بست می کشاند

هر گاه پای در آن می گذارم

*********

از این همه بارش و باران

سهم تو، فقط

ترنم و خروش کوتاهی است

*********

بهار که بگذرد

آغاز بی فروغی توست

جویهایت به التماس آب می نشیند

و باغ های بارورت

میوه هایشان را سقط می کنند

کاش همیشه باران ببارد

علی فتحی 



تاریخ: پنج‌شنبه 30 آبان 1392
ارسال توسط hamidreza57

 

 

" />

این عکس تو را یاد کجا میندازه ، نخودان ، کمانه ، سهرو ، مندک ، عقدک ، سرتنگ ، جسیر و .... کجا ؟

چقدر لذت بخشه ، یه چایی آتیشی ، پای درخت سیب .

خدایا شکر که در سرزمینی با این همه زیبایی زندگی می کنیم

 



تاریخ: پنج‌شنبه 30 آبان 1392
ارسال توسط hamidreza57

 

 

 


 



تاریخ: چهارشنبه 29 آبان 1392
ارسال توسط hamidreza57

ابتلا به بیماری آسم را کاهش می دهد

سرکه سیب می تواند به جلوگیری از تشکیل سنگ های کلیوی کمک می کند.مطالعات نشان می دهد که خوردن روزانه سیب می تواند بیماری های پوستی را کاهش دهد.سیب منبع پتاسیم است و برای قلب مفید است.

بر اساس طب چینی: سیب سبب تقویت قلب، تشنگی را فرو نشاند، مایعات بدن را افزایش می دهد.

خواص سیب برای بدن و سلامتی

سیب دارای 5 درصد پروتئین است.

خوردن سیب و حتی بو کردن سیب، باعث کاهش فشار خون می‌شود. بررسی انجام شده توسط دانشگاه ییل (YALE) نشان داد که تنها یک بار بو کشیدن سیب، فشارخون بیماران را پایین می‌آورد.سیب مقوی مغز است. به همین جهت برای کسانی که کارهای فکری انجام می‌دهند مفید می‌باشد. به طور کلی سیب به علت داشتن فسفر، اعصاب و مغز را تقویت می‌کند.

اسیدهای موجود در سیب، اثر ضدالتهاب و باکتری‌کش بر دندان‌ها و لثه دارند. پژوهش‌های علمی نشان داده است که یک ربع ساعت پس از خوردن آهسته‌ی یک عدد سیب‌ترش حدود 90 درصد و بعد از یک ساعت تقریباً تمامی ذرات میکروبی موجود در دهان از بین می‌روند.جویدن سیب، عضلات فک را قوی‌تر می‌سازد. آب سیب تازه بدون هر مکملی به دلیل اثرات ضد التهاب مواد موجود در آن، دهان شویه‌ای ساده و طبیعی محسوب می‌شود.

خواص سیب برای بدن و سلامتی

دم کرده ی پوست سیب که با اندکی عسل شیرین شده باشد، نوشیدنی آرام بخشی است. خوردن سیب خام نیز تأثیر آرام بخشی بر دستگاه اعصاب دارد. علاوه بر ویتامین‌های گروه B، منیزیم و فسفر و برخی عناصر دیگر موجود در سیب اثر آرام بخشی بر اعصاب دارد. هم‌چنین شیرینی سیب و جویدن آن باعث انبساط عضلات منقبض صورت می‌شود.پس ارزش دارد که با این همه خاصیت هر روز سیب بخورید

ضرب المثلی هست که :

خوردن یک سیب قبل از خواب شما را از پزشک بی نیاز می کند .
 



تاریخ: جمعه 24 آبان 1392
ارسال توسط hamidreza57

  

فارسی هفتم کاری از از محمد رضا توسلی






تاریخ: دوشنبه 20 آبان 1392
ارسال توسط hamidreza57
💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران