متنی از دانش اموز عزیزم علی صادقی از مدرسه راهنمایی شاهد هدایت زرین شهر سوم الف
گفتند:کلاغ ،شادمان گفتم :پر................ گفتند:کبوترانمان ،گفتم :پر
گفتند :خودت، به اوج اندیشیدم..............در حسرت رنگ آسمان گفتم:پر
گفتند:مگرپرنده ای؟خندیدم................گفتند: توباختی ومن رنجیدم
در بازی کودکان فریبم دادند...............احساس بزرگ پر زدن را چیدم
آن روز به خاک آشنایم کردند.............از نغمه ی پرواز جدایم کردند
آن باور آسمانی از یادم رفت.............در پهنه ی این زمین رهایم کردند
گفتند:پرنده،گریه ام را دیدند..............دیوانه ی خاک بودم و فهمیدند
گفتم که نمی پرد،نگاهم کردند..............بر بازی اشتباه من خندیدند
دی ماه91
انواع واژه وجمله از نظر ساختمان
![]()
واژه ی ساده : واژه ای که از یک جز تشکیل شده باشد.
مثال:چشم - سنگ
واژه ی غیر ساده: واژه ای که بیش از یک جز دارد.
مثال:خودبینی -شایستگی
انواع واژه ی غیر ساده
مشتق : كه از یك تكواژ آزاد و مستقل و یك تكواژ وابسته (وند) تشكیل می شود.
مثال: کوشش ، هفته، دانا، عروسک، نمک زار، نمکدان، کوهستان
مركب: كه حداقل از دو تكواژ كه هر یك مستقلاً معنا دارند، ساخته شده است.
مثال: گلاب، دل پذیر ، کار خانه، جوان مرد،دادستان (ستان بن مضارع «ستاندن»است) ، سخندان
مشتق –مركب: كه ویژگی های مشتق و مركب را با هم دارد.
مثال: دانشجو، آبمیوه گیری، هیچ کاره ، خودشناسی
انواع جمله : جمله ی ساده- جمله ی غیر ساده
این هم پاورپوینت این مطلب امید که مورد استفاده ی شما عزیزان قرار بگیرد.
جمله ای که یک فعل دارد . جمله ی ساده نام دارد .
مثال : هوا سرد بود.
جمله ای که بیش از یک فعل دارد وترکیبی از دو یا چند جمله است جمله ی غیر ساده گویند. مثال:
1-هوا سرد بود وبرف نرم نرمک می بارید.
2- جمعه ی گذشته به کوهنوردی رفتیم اما زهرا نیامد.
3- پارسال به مشهد رفتم ویک هفته آن جا ماندم.
4- چون شما اصرار کردید ،ایشان هم آمدند.
5-اگر ایرانی آباد و مستقل می خواهیم ، باید نسلی شجاع و آزاده تربیت کنیم.
انواع جملات غیر ساده:
وابسته ساز –هم پایه ساز
جملات غیر ساده ی بالا از دو جمله ساخته شده اند ولی با یکدیگر فرق دارند.
در جمله های 1-2-3هر یک از جملاتش به تنهایی معنای کاملی دارند وبدون نیاز به جمله ی دوم هم می توانند بیایند. به این جملات که می توان با حرف های ربط یا پیوند
(و-اما –ولی –یا- لیکن- پس...) به هم پیوند دادجملات هم پایه می گویند .
پس جملات هم پایه به جملاتی که با پیوند هم پایه ساز به هم بپیوندند جملات هم پایه گویند.
اما در جملات 4-5 قسمت اول بدون جمله ی دوم ناتمام وناقص است . یعنی این جمله ها از نظر معنایی به یکدیگر وابسته هستندوبدون جمله ی دوم شنونده یا خواننده منتظر جمله ای دیگر برای تکمیل سخن است. به این نوع جملات که می توان با حروف ربط یا پیوند
( که ،تا ، چون ، اگر، زیرا ، با این که ، تا این که ، همین که ، اگر چه ....) به هم پیوند داد. جملات وابسته می گویند.
جملات وابسته به جملاتی می گویند که دو جمله را با پیوند وابسته ساز به هم پیوند می دهند.
روشنی، من، گل، آب - و پیامی در راه - ساده رنگ - در گلستانه - پیغام ماهی ها - نشانی - شب تنهایی خوب - ندای آغاز - دوست

دانلود دکلمه اشعار سهراب سپهری با صدای خسرو شکیباییحجم فایل: 28 مگابایت
منبع: وبلاگ همکار گرامی ادبیات «رویش باران فارسی راهنمایی»
آن زمان فرا خواهد رسید
در گذر زمان - نه چندان دور ، نه چندان نزدیك ،به باور من روزی می رسد كه دیگر كسی هراس گرسنگی شبانه را ندارد. آن روزها ،توهین و تهمت ،روغن چرخ زندگی ها نخواهد بود.
آن روزها ،آدم ها با دست و جیب خالی سفر می كنند چون می دانند هر جا روند مردمان آن سرزمین به گرمی میزبان اویند.
من می دانم !روزی فرا خواهد رسید كه دیگر دروغ واژه ای بی مصداق است
دانلود پاورپوینت "آن زمان فرا خواهد رسید"

نامی است که پرویز شاپور در سال 1347 بر نوشتههای خود که در مجلّه ی «خوشه» به سردبیری احمد شاملو چاپ می شد گذاشت. این کلمه حاصل پیوند «کاریکاتور» و حرف «ک» مخفف «کلمه» است. به نظر شاملو، نوشتههای شاپور کاریکاتورهایی است که با کلمه بیان شدهاست.
«کاریکلماتور گاهی طنز است گاهی نطنز».
چند کاریکلماتور از پرویز شاپور در ادامه ی مطلب:
- وقتی عکس گل محمّدی در آب افتاد، ماهیها صلوات فرستادند.
- اگر بخواهم پرنده را محبوس کنم، قفسی به بزرگی آسمان میسازم.
- به عقیده گیوتین، سر آدم زیادی است.
- به یاد ندارم نابینائی به من تنه زده باشد.
- قلبم پرجمعیّتترین شهر دنیاست.
- به نگاهم خوش آمدی.
- پایین آمدن درخت از گربه.
- قطره ی باران، اقیانوس کوچکی است.
- زندگی بدون آب از گلوی ماهی پایین نمی رود.
- جارو، شکم خالی سطل زباله را پر می کند.
- فوّاره و قوّه ی جاذبه از سربه سر گذاشتن هم سیر نمی شوند.
- هر درخت پیر، صندلی جوانی میتواند باشد.
- باغبان وقتی دید باران قبول زحمت کرده، به آبپاش مرخصی داد.
- فاصله ی بین دو باران را سكوت ناودان پر می كند.
- فریاد زندگی در سكوت گورستان ته نشین می شود.
- برای اینکه پشهها کاملاً نا امید نشوند، دستم را از پشه بند بیرون میگذارم.
- گربه بیش از دیگران در فکر آزادی پرندهٔ محبوس است.
- روی همرفته زن و شوهر مهربانی هستند!
- غم، کلکسیون خندهام را به سرقت برد.
در پیشانی فصل پنجــــــــــــــم فارسی سوم راهنمایی (اخلاق وزندگـــــــــی ) بیتی از اشعار مَلِک الشّعرا «محمد تقی بهار» گنجانده شده است که در این پست کل ّ شعر را به نام "اخـــــــلاق " در قالب قطعه به در خواست یکی از همکاران ادبیّات خراسانی با "دانلود دیوان اشعار محمد تقی بهار " قرار می دهم . امید که مورد پسند شما عزیزان واقع گردد.
کاین جا شرافت همه کس دست خوردنـی است


دانلود پاورپوینت درس یازدهم « پنــــــــــد پـــــدر » فارسی سال دوم راهنمایی

این هم شعر معروف ایرج میرزا درمورد مادر که حتماً شنیدین
گویند مــــراچو زاد مادر پستان به دهان گرفتن آموخت
شب هابر ِگاهواره ی من بیدار نشست و خفتن آموخت
دستم بگرفت و پا به پا برد تا شیوه ی راه رفتن آموخت
یک حرف و دو حرف بر زبانــم الفاظ نهاد و گفتن آموخت
لبخند نهــــــــاد بر لب من بر غنچه ی گل شکفتن آموخت
پس هستی من ز هستی اوست تا هستم وهست دارمش دوست
الهی شاد بدانيم که اول تو بودی و ما نبوديم ،
کار تو در گرفتی و ما نگرفتيم ، قسمت خود نهادی و
رسول خود فرستادی .
الهی هر چه بی طلب بما دادی بسزا واری ما تباه
مکن و هر چه بجای ناکرد از نيکی بعيب ما از ما بريده مکن
و هر چه سزای ما ساختی بنا بسزايی ما جدا مکن .
الهی آنچه ما خود کشتيم به بر ميار و آنچه تو ما را کشتی
آفت ما از آن باز دار .
الهی از نزديک نشانت می دهند و بر تر از آنی و دورت
پندارند و نزديکتر از جانی موجود نفسهای جوانمردانی
، حاضر دلهای ذاکرانی ، ملکا تو آنی که خود گفتی و چنانکه گفتی آنی .
الهی در اين درگاه همه ما نيازمند روزی باشيم که
قطره يی از شراب محبت بر دل ما ريزی تا که ما را بر آب و
آتش بر هم آميزی .
الهی ديگران مست شرابند و من مست ساقی ،
مستی ايشان فانی است و از من باقی .
مست تو ام از جُرعه و جام آزادم مُرغ توام از دانه و دام آزادم
مقصود من از کعبه و بتخانه تويی تو ورنه من ازين هر دو مقام آزادم
الهی روزگاری ترا می جستم خود را می يافتم ،
اکنون خود را ميجويم و ترا می يابم .
الهی تا از مهر تو اثر آمد ، ديگر مهر ما بسر آمد .
الهی ای مهربان فرياد رس ، عزيز آن کس که
او با تو يک نفس ، نفسی که آنرا حجاب نايد از پس .
الهی گهی بخود نگرم گويم از من زار تر کيست ،
گهی بتو نگرم گيوم از من بزرگوار تر کيست .
الهی ای سزای کرم ، ای نوازندهء عالم ،
نه با وصل تو اندوه است و نه با ياد تو غم .
الهی ادای شکر ترا هيچ زبان نيست و دريای فضل
ترا هيچ کران نيست و سر حقيقت تو بر هيچکس عيان
نيست ، هدايت کن بر ما رهی که بهتر از آن نيست .
از نعمت خود چو بهره مندم کردی در شکر گزاريت
زبانی خواهم
الهی ما از غافلانيم نه از کافرانيم ف نگاهدار تا
پريشان نشويم و در دراه آر تا سگردان نشويم .
الهی پسنديدگان ترا بتو جستند و به تو پيوستند ،
نا پسنديدگان تو را بخود جستند و بگسستند نه او
که پيوستبشکر رسيد ، نه او که گسست بعذر رسيد





































