شمیم ادب
علمی،آموزشی،فرهنگی،اجتماعی

 

 

شعر طنز عید می آید!

 

نفس باد صبا آفت جان خواهد شد              عید می آید و اجناس گران خواهد شد

 قیمت میوه و شیرینی و آجیل و لباس           باز ویرانکده ی  فک و دهان خواهد شد

 

می رسد مرحله ی سخت و نفس گیر خرید       نوبت سخت  ترین کار جهان خواهد شد

 

 کل عیدی و حقوقم به شبی خواهد رفت         بر سر جیب بغل ،فاتحه خوان باید شد

 

 یک الف آدم و یک عائله آنهم پر خرج          وقت فرسودن اعصاب و روان خواهد شد

 

قیمت پسته به قلب من ِآسیب پذیر                 باز هم وای که آسیب رسان خواهد شد

 

 زیر بازارچه با قیمت ماهی یا گوشت             آسمان دور سرم پُر دَ وَران خواهد شد

 

 مغز گردو شده مانند طلا مثقا لی !                مغزم از قیمت آن سوت کشان خواهد شد

 

بمنظور احساس همدلی با اقشار کم درآمد،با نخریدن آجیل شب عید موافقید؟(این یک کار فرهنگیست ودرخواست بسیاری از همکاران فرهنگی میباشد!)

 




تاریخ: شنبه 28 بهمن 1391
ارسال توسط hamidreza57

 

برای دریافت فایل روی عکس کلیک کنید.

 




تاریخ: شنبه 28 بهمن 1391
ارسال توسط hamidreza57

درباره شعر وشاعری امام چند نکته قابل ذکر است :
1. شعر وشاعری برای امام هدف نبود بلکه به عنوان تفنن وفراغت به آن می پرداخت .

2. درایام جوانی دفاتر شعری متعددی توسط امام نوشته شده بود که هیچ یک آنها از حوادث روزگار مصون نماند واز بین رفت وتمام اشعاری که از امام بجا مانده است متعلق به دوران پس از انقلاب است .
3. شعر امام از نظر سبک شناسی ؛ سبک عراقی است واز این جهت از شعرای دیگر کم ندارد .
4. شعرا معمولا دراشعارخود برای خود تخلصی دارند وعلت این امر را اعلام نمی کنند ؛
امام در برخی از اشعار خود هندی تخلص کرده است مثلا
راز عشق تو نگویدهندی چه کنم من،که ز رنگش پیداست
در باره علت تخلص امام به هندی هیچ منبع رسمی وصریح وجود دارد وامام در این باره چیزی اشاره نکرده است ،اما برخی چنین احتمال دادند که :
یکی از اجداد پدری امام (پدر پدر بزرگ امام ) معروف به هندی بوده اند این آقای هندی که در اصل خراسانی ونیشابوری بوده است از نیشابور به هندوستان مهاجرت کرد وخدمات شایانی در استقلال هند وبخصوص جامو وکشمیر انجام داد ومورد اعتماد وتقدس مسلمانان آن خطه قرار گرفت می گویند آقای هندی روحیه جهاد ومبارزه داشته است واز این جهت امام به ایشان ارادت خاص داشته اند واز این جهت تخلص هندی را به یاد ایشان انتخاب کرده است .
برادران امام آقای پسندیده وآقای هندی (مدفون در قبرستان ابو حسین در قم نو قم) به هندی معروف بوده اند واین امر از آنجا ناشی شده است که آباء و اجداد حضرت امام مدتی در کشمیر هند اقامت داشته اند، که به آن در چندین منبع اشاره شده است، به چند نمونه اکنون اکتفا می کنیم:
آیت الله پسندیده برادر بزرگ تر حضرت امام می فرماید: [جد اعلای ما دین علی شاه نام داشت (کلمه شاه در هند به معنای سید بوده است) وی که از علمای نیشابور بود در پی تبلیغ دین اسلام رهسپار مناطق هند و کشمیر گشته بود، به دنبال نا امنی منطقه و هجوم مخالفین به شهادت رسید]. (خاطرات، گفته ها و نوشته ها، آیت الله پسندیده، موسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینی، چاپ اول، سال 1384 و نیز ر.ک: میررضا ستوده، گفته ها و ناگفته ها از زندگی حضرت امام، ج اول، تهران، نشر پنجره، چاپ پنجم، 1378، ص 17)
هم چنین در منبعی دیگر می خوانیم: [... از میان عالمان، علامه سید احمد هندی که مهر مهربانی بر جبین داشت و از هجرت به هر دیار، بیمی نداشت، اجدادش نیز قاصدان مهاجری بودند که از نیشابور به کشمیر رفتند تا به نیاز دین باوران آن دیار پاسخی در خور دهند. پدر سید احمد در تبلیغ دین در دیار کشمیر جامی از سبدی شهادت برگرفت و نامش که سید دین علی بود، دینعلی شاه شد، چه در کشمیر بزرگان را شاه خطاب می کنند، ...]. سید احمد پس از شهادت پدر از کشمیر به نجف رفته بود تا بیشتر بیاموزد و آموخت که هر کجا بیشتر ثمر دهد باید آنجا وطن گیرد، اکنون خمین آغوش گشوده است تا مردی را که هندی ملقب بود، خمینی لقب دهد]. (سید علی قادری، زندگی نامه امام خمینی، براساس اسناد و خاطرات، ج 1، چاپ نشر عروج، چاپ چهارم، سال 1383، ص 78)
در یک جمع بندی می توان گفت که خود حضرت امام خمینی در شهر خمین از توابع استان مرکزی ایران متولد شده اند، و آباء و اجداد او از شهر نیشابور ایران جهت تبلیغ مدتی در کشمیر هند اقامت داشته اند، و این به معنای آن نیست که آنها هندی باشند، هر چند لقب هندی به علامه سید احمد اطلاق شده است.
علاوه بر آن، هندی خواندن حضرت امام از ترشحات توطئه های ساواک در زمان قبل از پیروزی انقلاب می باشد، همان طور که در منابع آمده است.
یکی از توطئه های ساواک این بود که سعی داشت با [هندی] خواندن امام و خانواده اش، او را در نزد ایرانیان، فردی غیر ایرانی جلوه دهد تا بدین وسیله موقعیت امام در بین مردم کاهش یابد، بنابراین رئیس ساواک در سال 1355 دستور داده بود، بررسی کنید که با چه وسیله بر علیه خمینی با نام هندی و انگلیسی می شود بهره برداری کرد.
ساواک در این زمینه تلاش زیادی کرد ولی ظاهرا توفیقی نیافت و فقط بررسی هایش به این نکته پی برد که یکی از اجداد امام مدتی در هند می زیسته است و هم چنین امام در اشعاری که می سروده اند، [هندی] تخلص می کردند. (نجاری راد، تقی، سادات و نقش آن در تحولات داخلی رژیم شاه، مرکز اسناد انقلاب اسلامی، چاپ اول، 1378، ص 199)
بنابراین با ملاحظه این مورد هم می توان گفت: هندی خواندن امام ناشی از این مجموعه عوامل بوده است:
1. سکونت چند ساله یکی از اجداد امام خمینی در هند.
2. تخلص هندی حضرت امام در اشعار خود.
3. توطئه های ساواک مبنی بر غیر ایرانی و هندی جلوه دادن امام.

 




تاریخ: شنبه 28 بهمن 1391
ارسال توسط hamidreza57

 تصاویر جدید زیباسازی وبلاگ , سایت پیچک » بخش تصاویر زیباسازی » سری هفتم www.pichak.net کلیک کنید

تخلص :

نام وشهرت شعری شاعر که در بیت های آخر شعرش آورده می شود.

 

هر چند «امین» ! بسته ی دنیا نی ام        دل بسته ی یاران خراسانی خویشم

 

رهبر معظم و فرزانه ی انقلاب  در غزلیات خویش  «امین »  تخلص می نمایند.

 

صرف بیهوده مکن عمر گرامی پروین !    آخر این عمر گران مایه  بهایی دارد

 

خاموش محتشم! که دل سنگ آب شد              بنیاد صبر و خانه ی طاقت خراب شد

 

خاموش محتشم! که از این حرف سوزناک                  مرغ هوا و ماهی دریا کباب شد

 

خاموش محتشم !كه ازین شعر خون چكان         در دیده اشك مستمعان خون ناب شد

 

خاموش محتشم !كه ازین نظم گریه خیز                   روى زمین به اشك جگرگون پر آب شد

 

خاموش محتشم ! كه فلك بس كه خون گریست            دریا هزار مرتبه گلگون حباب شد

 

خاموش محتشم ! كه به سوز تو آفتاب                       از آه سرد ماتمیان ماهتاب شد

 

خاموش محتشم ! كه ز ذكر غم حسین                          جبریل را ز روى پیمبر حجاب شد

 

 

نظامی ! بس کن این گفتار خاموش           چه گویی باجهان پنبه در گوش ؟

 

شهریارا ! بی حبیب خود نمی کردی سفر          این سفر راه قیامت می روی ،تنها چرا ؟

 

همه گویند طاهر! تار بنواز              صدا چون می کند تار شکسته؟

 

خدمت مخلوق کن بی مزد و بی منت بهار !          ای خوش آن بینا که روزی دست نابینا گرفت

 

سعدیا ! مرد نکونام نمیرد هرگز          مرده ان است که نامش به نکویی نبرند

 

حافظ! مکن اندیشه که آن یوسف مه روی        باز آید و از کلبه ی احزان بدر آیی

 

حافظ ! وصال می طلبد از ره دعا             یا رب دعای خسته دلان مستجاب کن

 

در دهان خلق افکندی مرا           فیض را افسانه کردی عاقبت

 

پروین ! زکج روان سخن از راستی چه سود         کاو آن کسی که نرنجد زحرف راست؟

 

حافظ !   از دولت عشق تو سلیمانی شد         یعنی از وصل تو اش نیست بجز باد به دست

 

  حافظ از بهر تو آمد سوی اقلیم وجود              قدمی نه به وداعش که روان خواهدشد

 




تاریخ: شنبه 28 بهمن 1391
ارسال توسط hamidreza57

براي دانلود بر روي فايل زير كليك نماييد.


Dowloadad

 




تاریخ: شنبه 28 بهمن 1391
ارسال توسط hamidreza57

 

 

این بحث ازمهمترین مباحث قرآن است و ازیک نظر مهمترین هدف انبیای ال
هی را تشکیل می‌دهد زیرا بدون اخلاق نه دین برای مردم مفهومی دارد ونه دنیای آنها سامان می‌یابد. همان گونه که گفته‌اند :
اقوام روزگار به اخلاق زنده‌اند .
قومی که گشت فاقد اخلاق مردنی است! اصولا زمانی انسان شایسته نام انسان است که دارای اخلاق انسانی باشدو در غیر این صورت حیوان خطرناکی است که بااستفاده از هوش سرشار انسانی همه چیز را ویران می‌کند وبه آتش می‌کشد، برای رسیدن به منافع نامشروع مادی جنگ به پا می‌کند و برای فروش جنگ‌افزارهای ویرانگر تخم تفرقه ونفاق می‌پاشد وبی‌گناهان را به خاک وخون می‌کشد!
آری! او ممکن است به ظاهر متمدن باشد ولی در این حال حیوان خوش علفی است که نه حلال را می‌شناسد و نه حرام را! نه فرقی میان ظلم وعدالت قائل است ونه تفاوتی درمیان ظالم ومظلوم!
با این اشاره به سراغ قرآن می‌رویم واین حقیقت را از زبان قرآ‌ن می‌شنویم. در آیات زیر دقت کنید:
۱) هو الذی بعث فی‌الامیین رسولا منهم یتلوا علیهم آیاته ویزکیهم و یعلمهم الکتاب و الحکمه وان کانوا من قبل لفی ضلال مبین ( سوره جمعه ،‌آیه ۲)
۲) لقد من الله علی المومنین اذ بعث فیهم رسولا من انفسهم یتوا علیهم آیاته ویزکیهم ویعلمهم الکتاب و الحکمه وان کانوا من قبل لفی ضلال مبین(سوره آل عمران، ۱۶۴)
۳) کما ارسلنا فیکم رسولا منکم یتلوا علیکم آیاتنا و یزکیکم و یعلمکم الکتاب و الحکمه و یعلمکم ما لم تکونوا تعلمون( سوره بقره، آیه ۱۵۱)
۴) ربنا و ابعث فیهم رسولا منهم یتلوا علیهم آیاتک و یعلمهم الکتاب والحکمه ویزکیهم انک انت العزیز الحکیم (سوره بقره، آیه ۱۲۹)
۵) قد افلح من زکیها و قد خاب من دسیها( سوره شمس، آیات ۹ و ۱۰)
۶) قد افلح من تزکی و ذکر اسم ربه فصلی( سوره اعلی، آیات ۱۴ و ۱۵)
۷) و لقد آتینا لقمان الحکمه ان اشکرلله(سوره لقمان ،آیه ۱۲)
▪ ترجمه:
۱) او کسی است که در میان جمعیت درس نخوانده رسولی از خودشان برانگیخت که آیاتش را برآ‌نها می‌خواند و آنها را تزکیه می‌کند و به آنان کتاب و حکمت می‌آموزد هرچند پیش از آن در گمراهی آشکاری بودند!
۲) خداوند برمومنان منت نهاد( و نعمت بزرگی بخشید) هنگامی که درمیان آ‌نها پیامبری از خودشان برانگیخت که آیات او را برآنها بخواند و آنان را پاک کندو کتاب و حکمت به آنها بیاموزد هر چند پیش از آن درگمراهی آشکاری بودند.
۳) همان‌گونه( که با تغییر قبله نعمت خود را بر شما ارزانی داشتیم) رسولی ازخودتان در میانتان فرستادیم تا آیات ما را برشما بخواند وشما را پاک کند وکتاب و حکمت بیاموزد و آنچه را نمی‌دانستید به شما یاد دهد.
۴) پروردگارا! در میان آ‌نها پیامبری ازخودشان برانگیز! تا آیات تو را بر آ‌نان بخواند و آنها را کتاب و حکمت بیاموزد و پاکیزه کند زیرا تو توانا و حکیمی (وبر این کار قادری!)
۵) هر کس نفس خود را پاک وتزکیه کرد رستگار شد- و آن کس که نفس خویش را با معصیت و گناه آلوده ساخت، نومید و محروم گشت!
۶) به یقین کسی که پاکی جست( وخود را تزکیه کرد) رستگار شد- و (آن کس) نام پروردگارش را یاد کرد سپس نماز خواند !
۷) ما به لقمان حکمت( ایمان واخلاق) آموختیم ( و به او گفتیم) شکر خدا را به جا آور!
چهار آیه نخستین در واقع یک حقیقت را دنبال می‌کند و آ‌ن اینکه یکی از اهداف اصلی بعثت پیامبر اسلام صلی‌الله علیه و آله تزکیه نفوس وتربیت انسان‌ها و پرورش اخلاق حسنه بوده است.
حتی می‌توان گفت تلاوت آیات الهی وتعلیم کتاب و حکمت که در نخستین آیه آمده مقدمه‌ای است برای مسئله تزکیه نفوس و تربیت انسان‌ها همان چیزی که هدف اصلی علم اخلاق را تشکیل می‌دهد.
شاید به همین دلیل« تزکیه» در این آیه بر « تعلیم »پیشی گرفته است چرا که هدف اصلی ونهایی «تزکیه» است هر چند در عمل « تعلیم » مقدم بر آن می‌باشد.
و اگر در سه آیه دیگر( آیه دوم و سوم وچهارم از آیات مورد بحث‌) «تعلیم» بر«تزکیه اخلاق» پیشی گرفته ناظر به تربیت طبیعی وخارجی آ‌ن است که معمولا «تعلیم» مقدمه‌ای است برای «تربیت و تزکیه» بنابراین آیه اول و آیات سه گانه اخیر هر کدام به یکی از ابعاد این مسئله می‌نگرد.( دقت کنید)
این احتمال درتفسیر آیات چهارگانه فوق نیز دور نیست که منظور از این تقدیم وتاخیر این است که این دو (تعلیم و تربیت) در یکدیگر تاثیر متقابل دارند یعنی همان‌گونه که آموزش‌های صحیح سبب بالا بردن سطح اخلاق تزکیه نفوس می‌شود وجود فضایل اخلاقی در انسان نیز سبب بالابردن سطح علم ودانش اوست چرا که انسان وقتی می‌تواند به حقیقت علم برسد که از «لجاجت»‌،«کبر»، « خودپرستی» و « تعصب کورکورانه» که سد راه پیشرفت‌های علمی است خالی باشد در غیراین صورت این ‌گونه مفاسد اخلاقی حجابی بر چشم و دل او می‌افکند که نتواند چهره حق را آن چنان که هست مشاهده کند و طبعا از قبول آن وا می‌ماند.
این نکات نیز در آیات چهارگانه فوق قابل دقت است:
اولین آیه قیام پیغمبری که معلم اخلاق است به‌عنوان یکی از نشانه‌های خداوند ذکر شده ونقطه مقابل«تعلیم وتربیت » را«ضلال مبین» وگمراهی آشکار شمرده است ( و ان کانوا من قبل لفی ضلال مبین) و این نهایت اهتمام قرآن را به اخلاق نشان می‌دهد.
دردومین آیه بعثت پیامبری که مربی اخلاقی و معلم کتاب و حکمت است به‌عنوان منتی بزرگ و نعمتی عظیم از ناحیه خداوند شمرده است این نیز دلیل دیگری بر اهمیت اخلاق است.
در سومین آیه که بعد از آیات تغییر قبله( از بیت‌المقدس به کعبه) آمده واین تحول را یک نعمت بزرگ الهی می‌شمرد می‌فرماید: این نعمت همانند اصل نعمت قیام پیامبر اسلام صلی‌الله علیه و‌آله است که با هدف تعلیم وتربیت وتهذیب نفوس و آموزش اموری که وصول انسان به آن از طرق عادی امکان‌پذیر نبود انجام گرفته است.(۱)
نکته دیگری که در چهارمین آیه قابل دقت است این است که در اینجا با تقاضای ابراهیم و دعای او در پیشگاه خدا روبه‌رو می‌شویم او بعد از بنای کعبه و فراغت از این امر مهم الهی دعاهایی می‌کند که یکی از مهمترین آنها تقاضای به وجود آمدن امت مسلمانی از «ذریه» اوست و بعثت پیامبری که کاراو تعلیم کتاب و حکمت و تربیت و تزکیه نفوس باشد.
این نکته نیز در پنجمین آیه جلب توجه می‌کندکه قرآن پس از ذکر طولانی‌ترین سوگندها که مجموعه‌ای از یازده سوگند مهم به خالق ومخلوق و زمین و آسمان و ماه وخورشید ونفوس انسانی است و می‌گوید:«آن کس که نفس خویش را تزکیه می‌کند رستگار شده و آن کس که آن را آلوده سازد مایوس و ناامید گشته است(!قد افلح من زکاها و قد خاب من دساها)
این تاکیدهای پی در پی و بی‌نظیر دلیل روشنی است بر اهمیتی که قرآن مجید برای پرورش اخلاق و تزکیه نفوس قائل است وگویی همه ارزش‌ها را در این ارزش بزرگ خلاصه می‌کند و فلاح و رستگاری ونجات را در آن می‌شمرد.
همین معنی با مختصر تفاوتی در آیه ششم آمده و جالب اینکه «تزکیه اخلاق» در آن مقدم بر نماز و یاد خدا ذکر شده که اگر تزکیه نفس و پاکی دل و صفای روح در پرتو فضایل اخلاقی نباشد نه ذکر خدا به جا می‌رسد ونه نماز روحانیتی به بار می‌آورد.
و بالاخره در آخرین آیه از معلم بزرگ اخلاق یعنی لقمان سخن می‌گوید و از علم اخلاق به « حکمت» تعبیر می‌کند و می‌گوید:« ما ( موهبت بزرگ) حکمت را به لقمان دادیم سپس به او دستور دادیم که شکر خدا را در برابر این نعمت بزرگ به جا آورد «! و لقد آتینا لقمان الحکمه ان اشکرلله»
با توجه به اینکه ویژگی «لقمان حکیم» آن چنان که از آیات سوره لقمان استفاده می‌شود تربیت نفوس و پرورش اخلاق بوده است به خوبی روشن می‌شود که منظور از « حکمت» در اینجا همان « حکمت عملی» و آموزش‌هایی است که منتهی به آ‌ن می‌شود یعنی« تعلیم» برای» تربیت»!
باید توجه داشت که حکمت همان گونه که بارها گفته‌ایم در اصل به معنی« لجام» اسب و مانند آن است سپس به هر« امر بازدارنده» اطلاق شده است و از آنجا که علوم و دانش‌ها و همچنین فضایل اخلاقی انسان را از بدی‌ها و کژی‌ها باز می‌دارد این واژه بر آن اطلاق شده است.
● نتیجه
آنچه از آیات بالا استفاده می‌شود اهتمام فوق‌العاده قرآن مجید به مسائل اخلاقی و تهذیب نفوس به‌عنوان یک مسئله اساسی و زیربنایی است که برنامه‌های دیگر از آ‌ن نشات می‌گیرد و به تعبیر دیگر بر تمام احکام وقوانین اسلامی سایه افکنده است.
آری! تکامل اخلاقی در فرد و جامعه مهمترین هدفی است که ادیان آسمانی بر آن تکیه می‌کنند و ریشه همه اصلاحات اجتماعی و وسیله مبارزه با مفاسد و پدیده‌های ناهنجار می‌شمرند.
اکنون به روایات اسلامی باز می‌گردیم واهمیت این مسئله را درروایات جستجو می‌کنیم.
● اهمیت اخلاق در روایات اسلامی
این مسئله در احادیثی که از شخص پیامبر اکرم صلی‌الله علیه و آله وهمچنین از سایر پیشوایان معصوم علیهم السلام رسیده است با اهمیت فوق‌العاده‌ای تعقیب شده که به‌عنوان نمونه چند حدیث پرمعنای زیر را ازنظر می‌گذرانیم:
۱) در حدیث معروفی از پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله می‌خوانیم:
« انما بعثت لا تمم مکارم الاخلاق »(من تنها برای تکمیل فضایل اخلاقی مبعوث شده‌ام.»(۲)
و در تعبیر دیگری :« انما بعثت لاتمم حسن الاخلاق»آمده است.(۳)
و در تعبیر دیگری :« بعثت بمکارم الاخلاق و محاسنها»آمده است .(۴)
تعبیر به « انما» که به اصطلاح برای حصر است نشان می‌دهد که تمام اهداف بعثت پیامبر صلی‌الله علیه‌و آله در همین امر یعنی تکامل اخلاقی انسان‌ها خلاصه می‌شود.
۲) در حدیث دیگری از امیرالمومنان علی علیه السلام می‌خوانیم که فرمود: «لو کنا لا نرجو جنه و لانخشی نارا و لا ثوابا و لا عقابا لکان ینبغی لنا ان نطالب بمکارم الاخلاق فانها مما تدل علی سبیل النجاح» (اگر ما امید وایمانی به بهشت و ترس و وحشتی از دوزخ وانتظار ثواب و عقابی نمی‌داشتیم شایسته بود به سراغ فضایل اخلاقی برویم چرا که آنها راهنمای نجات و پیروزی و موفقیت هستند.()۵)
این حدیث به خوبی نشان می‌دهد که فضایل اخلاقی نه تنها سبب نجات در قیامت است بلکه زندگی دنیا نیز بدون آن سامان نمی‌یابد(! در این باره در آینده به خواست خدا بحث‌های مشروح‌تری خواهیم داشت.)
۳) در حدیث دیگری از رسول خدا صلی‌الله‌علیه‌و آله آمده است که فرمود:« جعل الله سبحانه مکارم‌الاخلاق صله بینه و بین عباده فحسب احدکم ان یتمسک بخلق متصل بالله »(خداوند سبحان فضایل اخلاقی را وسیله ارتباط میان خودش و بندگانش قرار داده همین بس که هر یک از شما دست به اخلاقی بزند که او را به خدا مربوط سازد.()۶)
به تعبیر دیگر خداوند بزرگترین معلم اخلاق و مربی نفوس انسانی و منبع تمام فضایل است و قرب و نزدیکی به خدا جز از طریق تخلق به اخلاق الهی امکان‌پذیر نیست!
بنابراین هر فضیلت اخلاقی رابطه‌ای میان انسان و خدا ایجاد می‌کند و او را گام به گام به ذات مقدسش نزدیک‌تر می‌سازد.
زندگی پیشوایان دینی نیز سرتاسر بیانگر همین مسئله است که آ‌نها در همه جا به فضایل اخلاقی دعوت می‌کردند و خود الگوی زنده و اسوه حسنه‌ای در این راه بودند و به خواست خدا در مباحث آینده در هر بحثی به نمونه‌های اخلاقی آنها آشنا خواهیم شد و همین بس که قرآن مجید به هنگام بیان مقام والای پیامبر اسلام صلی‌الله علیه و آ‌له می‌فرماید:« وانک لعلی خلق عظیم » ( تو اخلاق عظیم وبرجسته‌ای داری!»(۷)

 




تاریخ: شنبه 28 بهمن 1391
ارسال توسط hamidreza57

 

download9 دانلود آهنگ زیبای محمد رسول الله از پویا بیاتی دانلود با حجم ۴٫۳۲ مگابایت

 




تاریخ: شنبه 28 بهمن 1391
ارسال توسط hamidreza57

 
  • لهجه نحوه ادای یک زبان است و در نتیجه غیر ممکن است کسی لهجه
  •  
  • نداشته باشد.
  •  
  • برخی افراد تصور می کنند لهجه ندارند یا شخص دیگری لهجه غلیظی
  •  
  • دارد. اما از نظر زبانشناسان هر دوی این افراد دارای لهجه هستند.
  •  
  • لهجه افراد بخشی از هویت آنهاست. افراد برای اثبات تعلق به یک گروه
  •  
  • اجتماعی لهجه آن گروه را جذب و به کار می برند.
  •  
  • هنگام شنیدن هر لهجه ای حس منحصر به فردی به شنونده منتقل
  •  
  • می شود که با توجه به پیشینه آن شنونده این حس متفاوت است. به
  •  
  • عنوان مثال برای یک فرد متولد انگلستان لهجه منطقه خاصی از این
  •  
  • کشور به عنوان لهجه زیبا یا متعلق به کلاس بالای اجتماع شناخته
  •  
  • شده و لهجه دیگری بر عکس. اما این حس به شخص متولد آمریکا
  •  
  • منتقل نمی شود هر چند هر دو انگلیسی زبان هستند.


آیا می توانم لهجه خود را تغییر دهم؟

  • بله!
  •  
  • در صورتی که واقعا بخواهید که لهجه خود را تغییر دهید و این خواسته
  •  
  • به صورت درونی در شما نهادینه شده باشد، تغییر لهجه چندان مشکل
  •  
  • نیست و در طول زمان به شکل نامحسوس در لهجه شما تغییر ایجاد
  •  
  •  می شود.
  •  
  • لهجه افراد در طول زندگی آنها تغییر می کند و با شکل گرفتن شخصیت
  •  
  •  فرد، لهجه نیز تغییر می کند. عموما این اتفاق نامحسوس بوده و تا
  •  
  • اوایل دهه سوم زندگی فرد تغییر سریع تری دارد.


چگونه لهجه خود را تغییر دهم؟

  • صدای ضبط شده شخصی که به نظرتان لهجه خوبی دارد را تهیه کنید.
  •  
  •  بهتر است گوینده همجنس خودتان باشد.
  •  
  • چند مرتبه از ابتدا تا انتها گوش کنید بدون اینکه تلاش به نوشتن یا به
  •  
  • خاطر سپردن نمایید.
  •  
  • از ابتدا صدا را پخش کنید و همزمان با گوینده کلمات را تکرار کنید. توجه
  •  
  • کنید که همزمان باشد و نه به شکل سنتی کلاس های زبان آموزی که
  •  
  • بخشی از کل را پخش و سپس قطع کرده و از شما می خواهند تکرار
  •  
  •  نمایید.
  •  
  • این کار را تا انتها ادامه دهید.

 

  • پیشنهاد می شود که این تمرین دست کم سه بار در هفته هر بار 15
  •  
  • دقیقه انجام شود.

  • می توانید هر از چند گاه صدای خود را ضبط کنید و پیشرفت خود را با با
  •  
  • دفعات پیشین مقایسه کنید.


 




تاریخ: شنبه 28 بهمن 1391
ارسال توسط hamidreza57

 

دانلود سکانس حذفی حضرت ابوالفضل در مختار نامه

 

لینک دانلود

 




تاریخ: شنبه 28 بهمن 1391
ارسال توسط hamidreza57

 


تصاویر پرنده های کمیاب و زیبا

تصاویر پرنده های کمیاب و زیبا

تصاویر پرنده های کمیاب و زیبا

تصاویر پرنده های کمیاب و زیبا

تصاویر پرنده های کمیاب و زیبا

تصاویر پرنده های کمیاب و زیبا

تصاویر پرنده های کمیاب و زیبا

تصاویر پرنده های کمیاب و زیبا

تصاویر پرنده های کمیاب و زیبا

تصاویر پرنده های کمیاب و زیبا

تصاویر پرنده های کمیاب و زیبا

تصاویر پرنده های کمیاب و زیبا

تصاویر پرنده های کمیاب و زیبا

تصاویر پرنده های کمیاب و زیبا

تصاویر پرنده های کمیاب و زیبا

 

 




تاریخ: شنبه 28 بهمن 1391
ارسال توسط hamidreza57
💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران