شمیم ادب
علمی،آموزشی،فرهنگی،اجتماعی

 

برای دانلود پاورپوینت تشبیه روی لینک زیر کلیک کنید

پاورپوینت تشبیه

 




تاریخ: جمعه 04 اسفند 1391
ارسال توسط hamidreza57

 

 


لحظه تحویل سال ۱۳۹۲ هجری شمسی ساعت ۱۴:۳۱:۵۶ روز چهارشنبه ۳۰ اسفند ۱۳۹۱

هجری شمسیعکس, تصویر, لحظه تحویل سال 1392


سال مار


مشاهده تقویم رسمی و مناسبت های سال ۱۳۹۲

 




تاریخ: جمعه 04 اسفند 1391
ارسال توسط hamidreza57

۱۳۹۲سال چه حیوانی است ؟ مار


سال 1392 سال مار است یعنی سال توقف سیاره ی مشتری درلانه ی خرچنگ است . سیاره ی زحل در برج میزان قرار می گیرد , سیاره ی مشتری پا به برج سرطان می گذارد و کیوان درعقرب و نپتون درحوت شناور است .

شعار مار: “من احساس می کنم”

در طالع بینی چینی، مار پس از اژدها آورده شده است، اما اهمیت آن به عنوان سمبل پرستش بسیار بالاتر از اژدها است. مار به معنای بدخواهی، شرارت، رمز و راز و همچنین تیزهوشی، غیب گویی، و توانایی تشخیص گیاهان مختلف است. افرادی که در سال مار به دنیا آمده اند، معمولاً افرادی خوش اخلاق هستند که قدرت ارتباطی بسیار بالایی دارند. آنها سیرتی مهربان و بخشنده دارند اما گاهاً حسود و بدگمان می شوند. باید مراقب گفتگوهای خود با دیگران باشند چون ممکن است باعث از دست دادن دوستی هایشان شود.

سال مار یعنی سالی که سیاره مشتری پا به برج سرطان می گذارد . سال های 1284، 1296، 1308، 1320، 1332، 1344، 1356، 1368، 1380، 1392 و … سال های حیوان مار هستند که در آن ها اتفاقات غیر منتظره ای رخ داده که برخی از آن ها در اینجا آورده شده اند :

1308 = سال مار : فوت احمدشاه قاجار , درگیریهای شدید در بیت المقدس.و نخستین برخوردها بین اعراب ویهودیان

1320 = سال مار : حمله ی متفقین (شوروی وانگلیس) به ایران , ورود آمریکا به جنگ دوم جهانی باحمله ژاپن به پرل هاربر

1332 = سال مار : کودتای 28 مرداد , حادثه ی دانشگاه تهران درآستانه ی ورود نیکسون رئیس جمهورآمریکا به ایران , بقدرت رسیدن جمال عبدالناصر درمصر

1344 = سال مار : تیراندازی به شاه درکاخ مرمر , درگیریهای هند وپاکستان برسرکشمیر , شروع انقلاب فرهنگی درچین

1356 = سال مار : درگذشت سید مصطفی خمینی و دکتر علی شریعتی

1368 = سال مار: رحلت امام خمینی , تخریب دیواربرلین

1380 = سال مار : تخریب برجهای دوقلو درنیویورک , (حرکت سیاره ی پلوتو در برج قوس..برج مقابل طالع ایالات متحده) , حمله ی آمریکا به افغانستان , سیل وبارندگی درشمال و قطع سراسری برق درکشور , برخورد هواپیمای جاسوسی آمریکا باجنگنده ی چینی

1392 = سال مار : ….

 

 

 

 


 

 

بلبلی بر شاخه  خواند

 

                  قل هو الله احد                                       

                      آسمان لبریز   شد                   

                               از صدای لم یلد

                                   با خودش تکرار کرد

                                           شاپرک این آیه را

                                                  رفت و آهسته نشست  

                                                         لابه لای غنچه ها

                                                                  معنی توحید را

                                                                       روی برگ گل نوشت

                                                                               باز جاری شد به دشت

                                                                                       عطر گل های بهشت

 

 

 

 

 

 


 




تاریخ: جمعه 04 اسفند 1391
ارسال توسط hamidreza57

 

تاکنون‏ پژوهش‏هاي ‏بي‏شماري درزمينه‏ي فعاليت‏هاي آموزشي اثر‏بخش در کلاس درس انجام شده است. به‏طوري که نتايج اين پژوهش‏ها رهنمودهاي مفيدي را براي بهبود فعاليت‏هاي معلم در کلاس درس به همراه داشته است. بر اين اساس در اين مقاله، به ده اشتباهي پرداخته شده است که معلمان در کلاس درس بايد از آن‏ها دوري کنند.

معلمان همواره مي‏خواهند در کلاس نقش مثبتي داشته‏ باشند و اگر مراقب نباشند، نمي‏توانند اين مأموريت خطير را به خوبي به انجام برسانند. آيا تاکنون به عوامل زير که مخل تدريس هستند، توجه کرده‏ايد؟

 

1.‏ دوستي بيش از اندازه با دانش‏آموزان

 

اغلب معلمان کم‏تجربه مي‏خواهند بچه‏ها آن‏ها را از همه بيشتر دوست داشته باشند، درحالي که اين کار اشتباه است. اگر شما مرتکب چنين اشتباهي شويد، کنترل‏کلاس از دستتان خارج مي‏شود و اين به آموزش بچه‏ها لطمه خواهد زد. به جاي آن، به دنبال احترام گذاشتن به دانش‏آموزان، تحسين و تقدير آن‏ها باشيد. در اين صورت به يکباره خواهيد ديد، وقتي جدي و منصف هستيد، دانش‏آموزان به شما بيشتر علاقه پيدا خواهند کرد و اين نشان مي‏دهد که در مسير صحيحي قرار گرفته‏ايد.

2. آسان‏گيري در نظم و انضباط

به دلايل گوناگون، معلمان در آغاز سال در مورد انضباط سخت‏گيري کم‏تري دارند و يا اصلا"سخت‏گيري نمي‏کنند. حتما"اين جمله را شنيده‏ايد که «تا شب عيد لبخند خود را به دانش‏آموزان نشان ندهيد.» شايد اين جمله‏اي سخت‏گيرانه باشد، اما واقعيت اين است که «بايد از ابتدا نظم و انضباط داشته باشيد تا هر چه به جلو مي‏رويد، در اجراي قوانين راحت‏تر باشيد.» اما قبل از هر چيز، انعطاف‏پذير بودن خود را نشان دهيد.

 

3. سازمان‏دهي نکردن کارها از ابتدا

تا يک سال کامل تدريس نکرده‏ايد، نمي‏توانيد حدس بزنيد در کلاس چه‏ مقدار برگه‏ي تکليف جمع خواهد شد. پس از يک هفته تدريس، متحير به انبوهي از برگه‏ها نگاه خواهيد کرد که بايد به وسيله‏ي شما تصحيح شوند. از روز اول مي‏توانيد با يک برنامه‏ي سازمان‏دهي شده، از انبوه شدن برگه‏هاي دردسرساز جلوگيري کنيد. فايل کردن و قفسه‏بندي کردن، کمک بسيار مؤثري است. منظم باشيد و بدون فوت وقت، هر برگه‏اي را که به دست شما مي‏رسد، همان‏ لحظه در جاي خود قرار دهيد. به‏يادداشته باشيد، ميز مرتب در تمرکز ذهن مؤثر است.

 

 

4. ارتباط اندک با والدين و استفاده نکردن از نقش آن‏ها

در نگاه اول، مشورت کردن با اوليا نوعي تهديد به‏نظر مي‏آيد. در حالي که اين کار، گنجينه‏ي گران‏بهايي را در اختيارتان قرار مي‏دهد. براي جلوگيري از ابهامات و جبهه‏گيري، همکاري با اوليا را امتحان کنيد. همکاري اوليا با کلاس، باعث آسان‏ترشدن کارتان خواهد شد. آن‏ها با شرکت‏ داوطلبانه در کلاس يا پي‏گيري برنامه‏ي رفتاري درخانه، با شما همکاري خواهند کرد.

 

5. شرکت در بحث‏هاي بيهوده

اين دامي است که معلمان باتجربه هم، مانند معلمان کم‏تجربه در آن گرفتار مي‏شوند. در محيط مدرسه نيز مانند همه‏ي محيط‏هاي کاري، جدال، لجاجت و بدجوابي وجود دارد. با گوش دادن به بدگويي درباره‏ي موضوعي که از آن خبر داريد، خود را در موقعيت خطرناکي قرار مي‏دهيد. با اين کار، در يک طرف دعوا قرار خواهيد گرفت و خود را بين دو دسته‏ي دعوا غوطه‏ور خواهيد کرد. در حالي‏که چيزي عايد شما نخواهد شد. بهتر است رابطه‏ي خود با همکاران را در حالت دوستانه و بي‏طرفانه حفظ و روي کار بادانش‏آموزان تمرکز کنيد. از جروبحث بپرهيزيد و به پيشرفت در آموزش بپردازيد.

 

6. ارتباط نداشتن با همکاران

گفتيم که از شرکت در بحث‏هاي بيهوده بپرهيزيد، اما نه به قيمت تنها ماندن در محيط کلاس خود. با خوردن غذا در جمع همکاران و مشارکت در کارهاي مدرسه و مشورت با کارکنان، در کمک به همکاران و کمک‏گرفتن از آن‏ها در فعاليت‏هاي جمعي شرکت کنيد. هيچ‏وقت نمي‏دانيد چه‏ موقع به کمک همکاران احتياج پيدا خواهيد کرد و اگر مدت‏ها از جمع کناره‏گيري کنيد، بعد از آن، کمک گرفتن از آن‏ها کار بسيار سختي خواهد بود.

 

7. زياد کار کردن و خسته شدن

با جديت کار کنيد، مؤثر و مسئوليت‏پذير باشيد، اما به موقع به خانه برويد و اوقاتي را به استراحت و تجديد قوا اختصاص دهيد. به‏طور کلي، اجازه ندهيد مسائل کلاس به آسايش شما و احساس لذت از زندگي در خارج از کلاس، لطمه بزند. نشاط خود را حفظ کنيد که دانش‏آموزان به معلم با نشاط بيشتر نياز دارند.

 

8. کمک خواستن

شغل معلمي به مهارت‏هاي والاي انساني نياز دارد. اغلب ما مي‏کوشيم هر مشکلي را از سر راه برداريم، اما اين نمي‏تواند به يک قاعده تبديل شود. نترسيد از اين که آسيب‏پذير به نظر بياييد. آگاهانه اشتباهات را بپذيريد و از همکاران خود کمک بخواهيد. با نگاهي به اطراف، صدها سال تجربه را نزد همکاران پيدا خواهيد کرد. اغلب آن‏ها در راهنمايي کردن و اختصاص وقت به شما، سخاوتمند هستند. در اين هنگام خواهيد ديد، آن‏قدر که فکر مي‏کرديد، تنهانيستيد.

 

9. رويا‏پردازي و نااميدي زودرس

معلمان تازه‏کار بايد مراقب باشند که‏در اين دام‏ گير نيفتند. جوانان‏ وارد اين حرفه مي‏شوند، چون آرمان‏گرا، خوش‏بين و آماده‏ي تغيير و تحول سريع هستند. اين خيلي خوب است، چون دانش‏آموزان و همکارانتان به اين انرژي تازه و به فکر خلاق احتياج دارند. اما وارد دنياي خيال نشويد که ممکن است نتيجه‏ي آن نااميدي و سرخوردگي باشد.

 

10. به خود سخت گرفتن

شغل معلمي به اندازه‏ي کافي سخت هست. بنابراين، ذهن خود را مشغول اشتباهات، کوتاهي‏ها و لغزش‏ها نکنيد. هيچ‏کس کامل نيست. حتي معلمان باتجربه و موفق هم گاهي اوقات تصميمات اشتباهي مي‏گيرند. اشتباهات رخ داده را فراموش کنيد، خود را سرزنش نکنيد و قدرت ذهني‏تان را براي زمان آينده که به آن نياز داريد، نگه داريد. به خود سخت نگيريد و با دانش‏آموزاني که مشکل دارند، ياري و هم‏دردي کنيد.

 

منبع

رشد تکنولوژي آموزشي، شماره‏ي 1، مهر 1388

سایت تبیان

 




تاریخ: پنج‌شنبه 03 اسفند 1391
ارسال توسط hamidreza57
 

یکی از برنامه های جالب جهت استفاده در کلاس های هوشمند، ساخت کتابهای ورق زن است. می توان کتاب درسی یا قسمتی از درس یا.... ساخت و روی آن موسیقی ، تصویر یا..... گذاشت.

این نرم افزار را ازاینجا دانلود نمایید.

آموزش کار با برنامه

نمونه کار ساخته شده

 

 




تاریخ: چهارشنبه 02 اسفند 1391
ارسال توسط hamidreza57
 

                                                مردمانی بودندغوغامسلک . صلاح کارخودرا نمی دانستند . نشسته بودند تادیگران ویا جریانات آن ها راباخود هم راه وهم نوا سازد وبرایشان تکلیف تعیین کند . آن ها یی که نسبت به امور دانایی نداشتند حاضرنمی شدند تازمام کارهایشان رابه دست خردمندانشان بدهند وخردمندان هم ازاین همه سفاهت ونادانی به ستوه آمده وعزلت اختیارکرده بودند . آن ها به دنبال سراب بودند و سراب رامی خواستند ومی خواستند خودرا ازسرچشمه ی سراب سیراب کنند . چشمه های روشن را رهاکرده بودند ودرظلمات به دنبال سرچشمه ی واهی آب حیات می گشتند . 

خرافات وجهل با دندان های تیزخود پیکرآن هاراموردهجوم قرارداده بود . روی همین دلایل بود که هر روز زندگی شان بدترمی شد . اقتصادشان فروپاشیده ، فرهنگ واندیشه شان روبه زوال رفته بود . ضعیف ترین یاران ویا رقیبانشان هم به سبب همین اموربه آن ها می تاختند ومال ومنال وفرهنگ و اندیشه شان را به تاراج می بردند . اما هیهات ، اگر ذره ای درس می گرفتند وقدمی درنگ می کردند تا درباره ی کارهایشان بیندیشندو سپس پا پیش نهند . روزگار غریبی بود . آن دهکده ی غنی که سرشار ازآب وخاک ومعدن وطلای ناب وجوانان با استعداد وپرشور بود هر روز ضعیف ترمی شد . تنها چیزی که هر روز براق تر می شد وجلامی گرفت وزیر درخشش پرتوهای آفتاب می درخشید شعار بود . آن ها تنها به شعاردل ، خوش کرده بودند . کودکی می توانست آنان را ساعت ها باشعارهای رنگین خود به خود مشغول سازد . 

عقل ها تعطیل بود ومدرسه ها رو به اضمحلال . دیگر معلم خوش گوی مدرسه ازخرد سخن نمی گفت . اودیگر با صدای رسای خود از فردوسی ــ حکیم خرد و خردورزی ــ شعری نمی خواند. 

خرد ، این چراغ راه در پستوی خانه ها در پرده نشسته بود تا غبار ، چشم هایش را بپوشاند و دیگر راه را به کسی ننمایاند .

همه چیز در امورماورا خلاصه شده بود . اما این ماورا تنها برای عوام تعبیروتفسیرمی شد . خواص را چه به این حرف ها . آن ها می بایست ازنعمت های عینی زمینی بهره مندمی شدند . 

چه سرگذشت غم انگیز وعجیب وغریبی داشت آن دهکده . کار او ومردمانش از پند واندرز گذرکرده بود .

                   بعد از این عشق، به هر عشق جهان می خـــــندم
                   هر که آرد سخن از عشق بدان می خنــــــــــــــدم
                   روزی از عشق دلم سوخت که خاکستر شـــــــــــد
                   بعد از این سوز به هر ســــــوز جهان می خنــــــدم
                   خنده ی تلخ من از گریه غـــــــم انگیزتر اســــــــــت
                   کارم از گریه گذشته است بـــــــــدان می خنــــــدم

 

 




تاریخ: چهارشنبه 02 اسفند 1391
ارسال توسط hamidreza57
 

                   

ابراهیم ادهم (رحمه الله علیه )را گفتند : گوشت گران است .

گفت : تا ارزان کنیم .

گفتند: چگونه ؟ 

گفت : نخریم و نخوریم .

**************************

راستی ما مردم ایران تا چه حد به این دو سه کلمه پایبندیم ؟ 

اگر ما همگی ده ، بیست یا سی روز به استقبال گرانی ها نرویم و بازار را به حال خود رهاکنیم وتنها واجبات و ضروریات حیاتی خودرا ازبازار تهیه کنیم چه پیش خواهد آمد ؟

 اراده ی یک ملت در برابر خون آشامی بازار و قیمت های سرسام آورآن تا چه حد است ؟ 

آیا نباید با یک عزم ملی به این خون آشامی و لجام گسیختگی پایان داد ؟

                                                 78a9c 174596 706 گزارش تصویری: صف طولانی مرغ دولتی در مصلا   

                                                         

نظرشما چیست ؟

 
 

 




تاریخ: چهارشنبه 02 اسفند 1391
ارسال توسط hamidreza57

 
                         باسمه تعالی                   

  باید توجه داشت که روزهای ماه های شمسی ومیلادی در تمام سال ها یکسان است وتغییر نمی کند. مثلا شروع ژانویه برابر با11 دی واول فروردین مطابق 21مارس است. لذا با استفاده از هر تقویمی می توان مطابقت روز های ماه های شمسی ومیلادی از هر سال را پیدا کرد.

الف:تبدیل تاریخ هجری شمسی به میلادی:       برای تبدیل سال شمسی به میلادی چنانچه روز مورد نظر بین اول فروردین تا11دی باشد عدد621  واگر روز  مورد نظربین 11دی تا آخر اسفند باشد عدد622را به سال شمسی می افزاییم تا سال میلادی به دست آید. مثلا برای این که بدانیم 15خرداد(که همیشه برابر با5 ژوئن است)از سال 1342و22بهمن(11 فوریه ) سال11357 هجری شمسی مطابق چه سال میلادی است این گونه محاسبه می کنیم:                                          میلا دی   1979=622+1357                  میلا دی 1963 =1 62+1342

ب: تبدیل تاریخ میلادی به هجری شمسی  :                                                                                  چنانچه روز مورد نظر بین اول ژانویه تا 21 مارس باشد عدد622 و اگر روزمطلوب بین22 مارس تا آخر دسامبر باشد عدد621 را از سال میلادی کسر می کنیم.  مثال 1: 26 ژانویه (6بهمن )1978 میلادی (روز امضای پیمان کمپ دیوید ) مطابق چه سال هجری شمسی است؟                                   هجری شمسی 1356=622-1978 مثال 6:2 آگوست (15مرداد) 1945 میلادی(روز بمباران اتمی هیروشیما)مطابق چه سال هجری شمسی است.                                                       هجری شمسی 1324=621-1945

روش تبدیل سال قمری به شمسی وبالعکس    سال قمری تقریبا 10 روز و21 ساعت از سال شمسی کوتاهتر است در نتیجه بر مبنای محاسبه سال قمری  از مبدا تاریخ اسلام یعنی هجرت رسول اکرم (ص) تا کنون در مقایسه با سال شمسی 41 سال بیشتر گذشته است بنا براین برای تبدیل سال قمری به شمسی وبالعکس از اعداد33و34 به روش زیر استفاده می کنیم                   1433=42+1391              42=33÷1391                                                                        1391=42-1433                            42=34÷1433                                                          

 




تاریخ: دوشنبه 30 بهمن 1391
ارسال توسط hamidreza57

زمین را بیارایید و ثانیه ها را در عطر شکوفه های عشق بپیچید.

 هلهله کنید و پای بکوبید که اینک، یازدهمین فصل کتاب شیعه

با دست های سبز مردی از تبار ملکوت، ورق می خور د.

ولادت امام حسن عسکری(ع) مبارک باد

 

امام حسن عسگري عليه السلام با وجود پر بركتش ، زندگي را با تمام

زيبايي ها معنا مي كرد . صفاي باطنش ، صداقت كلامش و دستان

پر محبتش ، به قلب ها گرمي مي بخشيد و نيروي پايداري و مقاومت

مي داد . آن روز ها ، با وجود امام عسگري ( ع) ، زندگي معناي ديگري

داشت . توفان حوادث در برابر اراده استوارش ، به نسيمي زندگي بخش

بدل مي شد و انبوه مشكلات با كلام آرام و اطمينان بخش او به كنار مي رفت.



 

امشب دل من هوای کوی تو کند

در سامره رفته جست وجوی تو کند

مولا شب میلاد تو دستم خالی است

این دیده دمـادم آرزوی تو کند






تاریخ: دوشنبه 30 بهمن 1391
ارسال توسط hamidreza57
 


در ادبیات فارسی، آرایه‌های ادبی یا صناعات ادبی یا صنایع ادبی به کار بردن فنونی است که رعایت آن ها بر جلوه‌ها و جنبه‌های زیبایی و هنری سخن می‌افزاید. از جمله تناسب‌هایی آوایی یا معنایی.

آرایه‌های لفظی

به آن دسته از آرایه‌های ادبی که از تناسب‌های آوایی و لفظی میان واژه‌ها پدید می‌آید می‌گویند.

واج‌آرایی (نغمه حروف)

به تکرار یک واج صامت یا مصوت در یک بیت یا عبارت گفته می‌شود به گونه‌ای که طنین آن در گوش بر جای بماند و باعث پیدایش موسیقی آوایی در آن بخش از سخن شود.

  • مثال
رشته تسبیح اگر بگسست معذورم بدار   دستم اندر ساعد ساقی سیمین ساق بود

(واج آرایی با تکرار صامت /س/)

  • مثال
خیزید و خز آرید که هنگام خزان است   باد خنک از جانب خوارزم وزان است

(واج آرایی با تکرار صامتهای /خ/ و /ز/)

این دو حرف به زیبایی بیانگر خزان می‌باشند.

قابل ذکر است که واج تکرار شونده می‌تواند صامت یا مصوت باشد. برای مثال:

  • مثال
خوابِ نوشینِ بامدادِ رحیل   بازدارد پیاده را ز سبیل

که همان طور که مشاهده می‌کنید تکرار مصوت کوتاه «اِ» در این مصراع تکامل بخش موسیقی درونی است.

  • مثال
خیال خال تو با خود به خاک خواهم برد   که تا زخال تو خاکم شود عبیر آمیز
  • مثال
قیامت قامت و قامت قیامت   قیامت می‌کند این قد و قامت
  • مثال
بر او راست خم کرد و چپ کرد راست   خروش از خم چرخ چاچی بخواست
  • مثال

{{پایان شعر

سجع

سجع به معنی اوردن کلمات هم وزن و قافیه در یک عبارت یا نوسته یا انشاء است اوردن سجع می تواند به بهتر شدن مطلب یا انشاء ما بسیار کمک کند

ترصیع

هر گاه اجزای دو بخش از یک بیت یا عبارت، نظیر به نظیر، هم وزن و در حرف آخر مشترک باشند. البته منظور از حروف آخر حروف اصلی و انتهایی می باشد

جناس

 

جناس یا همجنس‌سازی نزدیکی هرچه بیشتر واژه‌ها از نظر لفظی است. آرایه جناس به دو نوع اصلی تقسیم می‌شود: جناس تام و جناس ناقص.

جناس تام

در جناس تام، تمام صامت‌ها و مصوت‌های دو کلمه یکسان هستند، اما معنی آنها با یکدیگر متفاوت است. به عبارتی دیگر، واژگانی که دو بار در یک بیت یا عبارت به کار می‌روند و هر بار معنایی متفاوت از آنها برداشت می‌شود، متجانس‌اند.

شبست و شاهد و شمع و شراب و شیرینی   غنیمتست چنین شب که دوستان بینی
خرامان بشد سوی آب رَوان   چنان چون شده باز یابد رُوان

(رَوان در مصراع نخست به معنی جاری و درمصراع دوم به معنی جان و روح است)

جناس تام دارای فروعی نیز هست، جناس مرکب (یا جناس مَرْفُوّْ) که دو زیر مجموعه نیز دارد: مرکب مَقرون و مرکب مَفروق. همچنین جناس مُلَفَّق نیز از فرعیات جناس مرکب است.

جناس غیر تام (ناقص)

هر گاه دو واژه در یکی از موارد آوایی زیر با هم اختلافی جزیی داشته باشند و در یک بیت یا عبارت به کار روند. که انواع آن جناس ناقص، جناس زاید، جناس مذیّل، جناس مرکّب، جناس مفروق، جناس مقرون، جناس متشابه، جناس مطرّف، جناس خط، جناس لفظ و جناس مکرّر هستند که در مرور زمان به دلیل تقسیم بندی زیاد در حال کنار گذاشته شدن هستند.

جناس محرّف

اختلاف دو واژه در صداهای کوتاه (اِعراب) جناس ناقص محرف یا جناس ناقص به حرکت است:

پس طفل کآرزوی ترازوی زر کُنَد   نارنج از آن کَنَد که ترازو کُنَد ز پوست
جناس اختلافی یا جناس ناقص به حرف

هر گاه دو رکن جناس در یکی از حروف با هم اختلاف داشته باشند به آن جناس اختلافی یا جناس ناقص به حرف می‌گویند.. کمند/سمند.. آزاد/آزار.. زحمت/رحمت..

یک واژه، یک حرف، بیش از دیگری دارد

خاص و خلاص کام کامل

یک واژه از ترکیب دو واژه دیگر به دست می‌آید
دل خلوت خاص دلبر آمد   دلبر ز کرم به دل بر آمد
دو واژه از نظر آوایی یکسان اما از نظر املایی متفاوت اند

هر گاه دو رکن جناس در تلفظ و خواندن با یکدیگر یکسان باشند اما در نوشتار با هم متفاوت باشند به آن جناس لفظی می‌گویند.. صبا/سبا.. خوان/خان.. حیاط/حیات.. خیش/خویش...

اختلاف دو واژه در جابه جایی حروف است

بنات، نبات

آرایه‌های معنوی

به ان دسته از آرایه‌هایی که بر پایه تناسب‌های معنایی واژه‌ها شکل می‌گیرند آرایه معنوی گویند

مراعات نظیر

آوردن دو یا چند واژه در یک بیت یا عبارت که در خارج از آن بیت یا عبارت نیز رابطه‌ای آشنا و خاص میان آنها برقرار باشد

ابر و باد و مه و خورشید و فلک در کارند   تا تو نانی به کف آری و به غفلت نخوری

(ابر و باد و مه و خورشید و فلک همگی جز عناصر و پدیده‌های طبیعت هستند.)

تضاد

هر گاه دو واژه با معنای متضاد در یک بیت یا عبارت به کار رود آرایه تضاد پدید می‌آید.

در نومیدی بسی امید است پایان شب سیه سپید است.

واژه‌های /نومیدی/ با /امید/ و همچنین واژگان /سیه/ با /سپید/ متضاد و مخالف هستند.

متناقض‌نما Paradox) [هر گاه دو مفهوم متضاد رابه هم نسبت دهیم یا آن دو را در یک چیز جمع کنیم آرایه متناقض‌نما شکل می‌گیرد و معمولاً معنایی عمیق و پر مغز در پس آن نهفته‌است.

«جامه‌اش شولای عریانی است»

(عریانی به شولا نسبت داده شده اما شولا نوعی جامه‌است و ضد عریانی)

هر گاه در یک بیت یا عبارت بین دو مورد (مثل «الف» و «ب»)رابطه‌ای برقرار کنیم و مثلاً بگوییم«الف»، «ب» است یا «الف»، «ب» را آورد و آن را در بخش دیگری از همان بیت یا عبارت بین آن در مورد همان رابطه را برقرار کرده اما جای ان دو را با هم عوض کنیم آرایه عکس شکل می‌گیرد.

بهرام که گور می‌گرفتی همه عمر   دیدی که چگونه گور بهرام گرفت

مثال : جيب هايم پر از خالي است . {جمع شدن پر و خالي باهم غير ممكن است و هم ديگر را نقض مي كنند}

لف‌ونشر

هر گاه دو یا چند جزء از کلام بدون توضیحی در پی هم بیایند (لف) و آن گاه توضیحات مربوط به هر یک در پی هم آورده شوند (نشر)، آرایه لفّ‌ونشر شکل می‌گیرند.

پروانه ز من، شمع ز من، گل ز من آموخت   افروختن و سوختن و جامه دریدن

(پروانه از من افروختن را، شمع از من سوختن را و گل از من جامه دریدن را آموخت.)

  • مثال

سیب و بهی و انار به ترتیب لف و نشر///دل را و معده را و جگر را مقوی است

  • مثال

به روز نبرد آن یل ارجمند///به شمشیر و خنجر به گرز و کمند

برید و درید و شکست و ببست///یلان را سر و سینه و پا و دست

    • یعنی: (1)با شمشیر سر را برید و (2)با خنجر سینه را درید و (3)با گرز پا را شکست و (4)با کمند دست را ببست.
  • مثال

هنر خوار شد،جادوي ارجمند /// نهان راستي ، اشكارا گزند

هنر(لف 1)،جادوي(لف 2)//راستي(نشر 1)،گزند(نشر 2)

تلمیح (اشاره)

هر گاه با شنیدن بیت یه عبارتی به یاد داستان و افسانه، رویدادی تاریخی و مذهبی یا آیه و حدیثی بیفتیم، بدون آنکه آن موضوع مستقیماً تعریف شده باشد، آن بیت یا عبارت دارای آرایه تلمیح است.

پدرم روضه رضوان به دو گندم بفروخت   من چرا ملک جهان را به جویی نفروشم

(اشاره به داستان حضرت آدم و رانده شدن او به خاطر خوردن گندم.)

تضمین

هر گاه شاعر یا نویسنده‌ای، بخشی از نوشته فردی دیگر را در میان اثر خود جای دهد، آن شعر یا نوشته راتضمین نموده‌است.

چه خوش گفت فردوسی پاک زاد   که رحمت برآن تربت پاک باد
میازار موری که دانه کش است   که جان داردو جان شیرین خوش است

این دو بیت بخشی از بوستان سعدی است و سعدی بیتی معروف از فردوسی را در میان شعر خود عیناً نقل کرده‌است.

اغراق

هنگامی که شاعر یا نویسنده، صفتی را در فرد یا پدیده‌ای آنچنان برجسته نشان دهد که در عالم واقع امکان دستیابی به آن صفت در آن حد و اندازه وجود نداشته باشد، آرایه اغراق آفریده می‌شود. البته این ادعای غیر ممکن باید به گونه‌ای بیان شده باشد که باعث افزایش گیرایی سخن گردد وشعار گونه وغیر واقعی جلوه نکند.

بخواهد هم از تو پدر کین من   چو بیند که خشت است بالین من

(اغراق در ممکن نبودن رهایی از انتقام پدر)

شود کوه آهن چو دریای آب   اگر بشنود نام افراسیاب

حسن تعلیل [هر گاه شاعر و نویسنده برای موضوعی، دلیلی غیر واقعی وتخیلی، اما دلپذیر و قانع کننده ارایه دهد به حسن تعلیل دست می‌یابد.

تا چشم بشر نبیندت روی   بنهفته به ابر چهر دلبند

(شاعر علت ابر پوش بودن قله دماوند را برای ندیدن او بیان کرده‌است.)

  • مثال

تو قلب فسرده ي زميني ///از درد ورم نموده يك چند

حسن تعليل:علت برامدگي دماوند اينگونه توجيه شده است كه((دماوند))قلب زمين تصور شده است كه دردگرفته و از شدت درد ، ورم نموده است

  • مثال

خاک بغداد به مرگ خلفا می گرید /// ور نه این شط روان چیست که در بغداد است؟

حسن تعلیل : شاعر علت جاری بودن رود دجله در بغداد را گریستن خاک آن شهر به مرگ خلفا می داند و حال آنکه می دانیم جاری بودن رود در بغداد امری طبیعی است.

مثل

هر گاه شاعر یا نویسنده درسخن خود از «ضرب المثلی» استفاده کند و یا بخشی از سخن او آنقدر معروف باشد که به عنوان ضرب المثل به کار رود، آن بخش از کلام دارای آرایه مثل است.

بی گمان دیوار طبع پست خاک‌آلود ماست   گر بود کوتاهتر دیواری از دیوار ما
آنکس که بدم گفت بدی سیرت اوست   وانکس که مرا گفت نکو خود نیکوست
حال متکلم از زبانش پیداست   از کوزه همان برون تراود که در اوست

م*مثال

چون نيك نظر كرد پر خويش بر ان ديد /// گفتا زكه ناليم كه از ماست كه بر ماست

مثل(از ماست كه بر ماست)

تمثیل

هر گاه برای تاًیید یا روشن شدن مطلبی (معمولاً پیچیده) آن را به موضوعی ساده تر تشبیه کنیم یا برای اثبات موضوعی نمونه‌ای بیاوریم آرایه تمثیل را به کار گرفته اییم

من اگر نیکم اگر بد تو برو خود را باش   هر کسی آن درود عاقبت کار که کشت

(حافظ خطاب به زاهدان و واعظان می‌گوید که من اگر خوب یا بد هستم ربطی به شما ندارد و شما همان بهتر که مراقب اعمال خود باشید، همچنان که هر کسی هنگام درو آنچه را که خود کاشته‌است برداشت می‌کند. شاعر برای درستی گفته خود در مصراع نخست، در مصراع دوم موضوعی ساده را که درستی آن بر همه آشکار است به عنوان نمونه‌ای برای ان ذکر می‌کند.)

اسلوب معادله

هرگاه شاعر بیتی بسراید که با عوض کردن جای مصراع اول و مصراع دوم خللی در مفهوم بیت ایجاد نشود و بیت دوم مصداقی برای بیت اول باشد، به آن آرایهٔ اسلوب معادله گویند. صائب تبریزی از جمله شاعرانی است که اسلوب معادله را به عنوان یک عنصر اصلی در اشعار خویش قرار داده‌است.

  • مثال

دود اگر بالا نشیند کسر شأن شعله نیست /// جای چشم، ابرو نگیرد، گرچه او بالاتر است

  • مثال

دلبر جانان من برده دل و جان من /// برده دل و جان من دلبر جانان من

  • مثال

عیب پاکان زود بر مردم هویدا می شود /// موی اندر شیر خالص زود پیدا می شود

  • مثال

پرده ی شرم است مانع میان ما و دوست /// شمع را فانوس از پروانه می سازد جدا

  • مثال

محرم این هوش جز بی هوش نیست /// مر زبان را مشتری جز گوش نیست

  • مثال

پیشانی عفو تو را پرچین نسازد جرم ما /// ایینه کی برهم خورد از زشتی تمثال ها

  • مثال

ای دوست دزد حاجب و درمان نمی شود /// گرگ سیه روز سگ چوپان نمی شود

ایهام

هر گاه واژه یا ترکیبی که دارای دو معنی است به گونه‌ای در کلام به کار رود که هر دو معنا از ان قابل برداشت باشد آرایه ایهام شکل می‌گیرد. گاهی منظور اصلی تنها یکی از ان دو معنا است و گاهی هیچ یک بر دیگری برتری ندارد.

غرق خون بود و نمی‌مرد ز حسرت فرهاد   گفتم افسانه شیرین و به خوابش کردم

شیرین: زیبا و دلنشین، معشوقه فرهاد

ای دمت عیسی دم از دوری مزن من غلام آن که دوراندیش نیست(دوراندیش:عاقبت نگر/آنکه به دوری وجدایی بیندیشد.)

ایهام تناسب

ایهام به تنهایی سخنی است که دارای دو معنا باشد: یکی معنای دور که معنای اصلی است و دیگری معنای نزدیک.[۱]اما ایهام تناسب یکی از زیر مجموعه­های ایهام است و همان­طور که از نام آن پیداست جمع دو صنعت ایهام و تناسب است. در این صنعت، یک واژه دارای دو معنی است منتها یکی از آن معانی، در شعر حضور دارد(معنای حاضر) یعنی شعر با آن معنی گزارش می­شود و یکی از معانی در شعر نیست(معنای غایب) اما این معنی غایب، با کلمه یا کلمات دیگری در بیت تناسب دارد.[۲] تفاوت ایهام با ایهام تناسب در این است که در ایهام گاه هر دو معنی پذیرفتنی است ولی در ایهام تناسب تنها یک معنی به کار می­آید و معنی دوم با واژه یا واژه­های دیگر یک مراعات­ نظیر است. به عبارت دیگر ایهام تناسب آوردن واژه­ای است با حداقل دو معنی که یک معنی آن، مورد نظر و پذیرفته‌است و معنی دیگر نیز با بعضی از اجزای کلام تناسب دارد. واژه­ای که ایهام تناسب می­سازد حداقل یک معنی آن با بعضی دیگر از اجزای سخن مراعات­ نظیر می­سازد.

(سعدی)

چنان سینه گسترده بر عالمی   که زالی نیندیشد از رستمی

در مثال بالا زال و رستم در مصرع دوم ذهن را به سوی این معنی می­برد که منظور از زال در این مصرع، نام پدر رستم است در حالی که این معنی درست نیست. زال در این جا به معنی پیرزن سفید موی است. تکاپوی ذهن در مورد واژه­ی زال که با دو معنی به کار رفته‌است، ایهام تناسب را می­سازد؛ که یکی از آن دو معنی پذیرفتنی، و دیگری با بعضی از اجزاء کلام تناسب دارد؛ و یک مراعات­النظیر می­سازد. یعنی معنی زال پدر رستم، با رستم مراعات­النظیر می­سازد و زال به معنی پیرزن سفید موی که ذهن با تلاش به آن می­رسد ایهام تناسب می­سازد.[۳] در بیت زیر ماه استعاره از معشوق است و با همین معنی است که بیت را معنی می­کنیم. اما اگر معنی دیگر ماه یعنی سی روز را در نظر بگیریم با هفته و سال، مراعات­النظیر می­سازد.[۴]

(حافظ)

ماهم این هفته برون رفت و به چشمم سالی است   حال هجران تو چه دانی که چه مشکل حالی است


نکاتی که در ایهام تناسب باید به آنها توجه نمود: نکته ­ی اول: اینکه کدام معنی در شعر نقش اصلی دارد بسته به آن است که کلمه در آن معنی با کلمات بیشتری رابطه و تناسب داشته باشد.

نکته­ ی دوم: یکی از انواع مهم ایهام تناسب، ایهام تضاد است، یعنی معنی غایب با معنی کلمه یا کلماتی از کلام رابطه­ی تضاد داشته باشد:

(حافظ)

ز زهد خشک ملولم کجاست باده­ی ناب   که بوی باده مدامم دماغ تر دارد

ایهام تناسب با درگیر ساختن ذهن خواننده بر سر انتخاب یک معنی، لذت ادبی ایجاد می­کند. ایهام تناسب در شعر سعدی و حافظ به زیبایی هر چه تمامتر و بسیار دیده می­شود.[۶] برای نمونه در این شعر سعدی:

(سعدی)

همچو چنگم سر تسلیم و ارادت در پیش   تو به هر ضرب که خواهی بزن و بنوازم

کلمه­ ضرب در این بیت هم به معنای ضربه زدن است و هم به معنای آلت موسیقی است که با واژه­های چنگ و نواختن در بیت مراعات­النظیر است. یا در این بیت:

(سعدی)

هنر بیار و زبان آوری مکن سعدی   چه حاجت است که گوید شکر که شیرینم

کلمه­ شکر که هم به معنای طعم شیرین است و هم به معنای معشوقه­ی خسرو است که با شیرین مراعات­النظیر است.[۷]

نمونه­ ای از اشعار حافظ:

(حافظ)

در کنج دماغم مطلب جای نصیحت   کاین گوشه پر از زمزمه­ی چنگ و رباب است

در این بیت کلمه­ی گوشه، دارای دو معنی است: یکی در معنای کنج و زاویه(در معنای حاضر ) است و دیگر اینکه اصطلاحی است در موسیقی(معنای غایب)؛ چنگ و رباب با معنای غایب تناسب دارند.

اما مثالی از اشعار مولانا:

دل چه خورده ا­ست عجب دوش که من مخمورم   یا نمکدان که دیده­ست که من در شورم

کلمه­ی شور در شعر، یکی در معنای شور و حال(معنای حاضر) است و دیگر در معنای نوعی مزه(معنای غایب) است. این کلمه در معنای غایبش با نمکدان تناسب دارد.[۸]

 

 

 

 

 

 

تشبیه

 

یعنی مانند کردن چیزی به چیز دیگر که به جهت داشتن صفت یا صفاتی با هم مشترک باشند .

هر تشبیه دارای چهار رکن یا پایه است :

۱- مشبه : کلمه ای که آن را به کلمه ای دیگر تشبیه می کنیم .

۲- مشبه به : کلمه ای که کلمه ی دیگر به آن تشبیه می شود .

۳- ادات تشبیه : کلمات یا واژه هایی هستند که نشان دهنده ی پیوند شباهت می باشند و عبارتنداز : همچون، چون، مثل، مانند، به سان، شبیه، نظیر، همانند، به کردار و ... .

۴- وجه شبه : صفت یا ویژگی مشترک بین مشبه و مشبه به می باشد . ( دلیل شباهت )

مثال : علی مانند شیر شجاع است . به ترتیب: مشبه (علی)؛ ادات تشبیه(مانند)؛ مشبه به(شیر)؛ وجه شبه(شجاع)

مجاز

به کار رفتن واژه‌ای به جای واژه دیگر مجاز نام دارد. هیچ گاه چنین امری ممکن نیست مگرآنکه میان آن دو واژه در خارج از کلام رابطه‌ای بر قرار باشد.

آن قدر گرسنه‌ام که می‌توانم تمام ظرف را بخورم. رابطه‌ای میان دو واژه‌ای ظرف و غذا در این عبارت است.

استعاره

هر گاه واژه‌ای به دلیل شباهتی که با واژه دیگر دارد به جای آن به کار رود استعاره پدید می‌آید.(همچنین بیان امری نا شناخته بر حسب امر شناخته شده.)در واقع استعاره نوعی از تشبیه است که یکی از ادات تشبیه در ان ذکر نشده باشد(یا مشبه یا مشبه به ذکر نشده باشد)

بر کشته‌های ما جز باران رحمت خود مبار.(کشته‌ها به کسر«ک») در این عبارت رحمت خدا به باران مانند شده‌است. روشن است که در این عبارت، منظور از کشته‌ها معنایی لفظی آن نیست بلکه مقصود اعمال بندگان است.

مثال جعفر و رضا: هرچه خواهی در سوادش رنج برد تیغ صرصر خواهش حالی سترد----> تیغ صرصر استعاره از باد

کنایه

به جملات زیر توجه کنید تنها همان رتبه های بالا را وعده بگیر و مابقی را نقداً خط بکش با حال استیصال پرسیدم پس چه خاکی بر سرم بریزم؟ در جمله های بالا دو عبارت مشخص شده دارای دو معنی نزدیک و دور هستند اما معنی دور ان ها مورد نظر است . خط بکش در اصطلاح یعنی نادیده بگیر و چه خاکی به سرم بریزم یعنی چه کار باید بکنم در جمله های ذکر شده این معانی دور مورد نظر است و معانی نزدیک و واقعی مقصود نویسنده را نمی رساند و به این کار برد کنایه می گویند[۱]

تشخیص هر گاه صفات انسان را به موجود دیگری که جاندار نباشد ربط بدیم از تشخیص استفاده کردیم مثال: من این کتاب را می خوانم این کتاب من را به خواندنش دعوت می کند

حس آمیزی

هر گاه موضوعی را که مربوط به یکی از حواس است. به چیزی نسبت دهیم که با ان حس قابل احساس نباشد، آرایه حس آمیزی آفریده می‌شود که در زبان روزمره نیز کم کاربرد نیست.

طعم پیروزی را چشید.

در این عبارت «مزه» که مربوط به حس چشایی است به پیروزی نسبت داده شده‌است. اما پیروزی با حس چشایی قابل احساس نیست.

حقیقت تلخ است.

در این عبارت {تلخی} که مربوط به حس چشایی است به حقیقت نسبت داده شده است. اما حقیقت با حس چشایی قابل احساس نیست.

 

 




تاریخ: دوشنبه 30 بهمن 1391
ارسال توسط hamidreza57
💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران