شمیم ادب
علمی،آموزشی،فرهنگی،اجتماعی

 مثنوی :

شعری است که هربیت آن دو قافیه ی جداگانه داشته باشد.شعری که اولا ، تمام ابیاتش مُصّرَع است ،یعنی ،در مصراع اول و دوم تمامی بیت ها قافیه وجود دارد ، ثانیا ، قافیه ی هر بیتی مستقل است و با بقیه ی بیت ها ی دیگر تفاوت دارد . از این رو ، هر تعداد که بخواهیم ، قافیه برای ابیات پیدا می شود ، زیرا کلمات قافیه عوض می شوند و بدین ترتیب ، هیچ گونه کمبود قافیه پیش نمی آید و می توان هزاران بیت شعر سرود و حتی اشکالی ندارد که قافیه های یک بیت را پس از چند بیت بعد ، دوباره به کار ببریم . به همین دلیل ، داستان ها ، حماسه ها و اغلب مطالب طولانی به صورت مثنوی سروده شده است .حداقل مثنوی 2 بیت است ، اما حداکثر آن هیچ محدودیتی ندارد .

نمودار مثنوی

................................ l               .......................................l

................................n               .........................................n

................................ v              .........................................v

 

 غزل :

در لغت به معنی عشق بازی و گفتن سخن عاشقانه است 0غزل های اولیه ی زبان فارسی تا حدود قرن هشتم از لحاظ موضوع هم عاشقانه بود ، اما از آن پس ، موضوعات مختلف به محدوده ی غزل وارد شد ، چنان که در دوران معاصر، موضوعات سیاسی هم در حدی وسیع در غزل راه یافته است . امروزه غزل و قصیده ، تفاوت مهمی جز در تعداد بیت ندارند . در مورد تعداد ابیات غزل ، نظریات متفاوتی وجود دارد ،ولی بیشتر تعداد ابیات بین پنج تا پانزده بیت را با وضع قافیه ای که گفتیم ،غزل دانسته اند و از 16 بیت به بالا را قصیده می شمارند البته غزل های بیش از 15 بیت هم گاه گاهی دیده می شود ، اما شکل معمول آن بین 5 تا 15 بیت است . در غزل ، رعایت یک موضوع خاص و واحد ، شرط نیست ؛ یعنی ، می توان در یک غزل ، چند نکته ی جداگانه را مطرح کرد .

 

 

نمودار غزل

................................ l                .......................................l

................................                  ......................................... l

................................                  ......................................... l

در مورد غزل نمی توان استاد واحدی را به عنوان بهترین نام برد ، اما می توانیم چند نفر را در هر مسیر به عنوان برگزیده نام برد .

جلال الدین محمد مولوی = غزل کاملا عارفانه    شمس الدین محمد حافظ = غزل عرفانی ، اجتماعی

شیخ مصلح الدین سعدی = غزل عاشقانه            صائب تبریزی = غزل به شیوه ی سبک هندی

فرخی یزدی = غزل اجتماعی سیاسی

 قصیده :

شعری است که از لحاظ شکل و قافیه مانند غزل ؛ یعنی ، قافیه ها در مصراع اول و مصراع های زوج می آید و در آن معمولا یک قصد معین ، یعنی ، یک موضوع واحد محور سخن قرار می گیرد و از این جهت با غزل تفاوت دارد ، چون در غزل ،موضوع واحد ، شرط نیست . تفاوت قطعی غزل با قصیده در ابیات آن هاست ، زیرا غزل بین 5 تا 15 بیت است ، اما قصیده ، حد اقل شانزده بیت است و حد اکثر آن آزاد است . و تا بیش از 220 در قصاید خاقانی دیده می شود .بدیهی است که در باره ی شماره ی ابیات قصیده ، نظریات دیگری نیز وجود دارد ، اما امروزه بهترین راه شناخت قصیده نسبت به غزل ، شماره ی ابیات آن است که اگر از 16 بگذرد ، قصیده است.

نمودار قصیده

................................ l                .......................................l

................................                  ......................................... l

................................                  ......................................... l

سرایندگان قصیده :

قرن 4  رودکی    قرن 5 ناصر خسرو    قرن 6 انوری ابیوردی ، خاقانی شروانی ، سید حسن غزنوی و سنایی غزنوی قرن 7 سعدی دوره ی معاصر= ملک الشعرا ، محمد تقی بهار

 

قطعه :

شعری است که هیچ یک از ابیاتش مصَرّع نیست ؛ یعنی، قافیه هایش فقط در مصراع های زوج قرار دارد .نام قطعه را به این سبب به این نوع شعر داده اند که گویی قطعه ای از غزل یا قصیده را از میان آن بریده باشند ، چون قافیه غزل و قصیده فقط در آخر بیت هاست مگر نخستین که هر دو بیت هایش دارای قافیه است .

حداقل ابیات آن 2 بیت است اما حداکثر آن مشخص نشده است ؛ معمولا حد اکثر قافیه زیاد نیست.در قطعه ، غالبا موضوعات اخلاقی و اجتماعی مطرح میشود ، ام موضوع معینی ندارد .

نمودار قطعه

................................                   .......................................l

................................                  ......................................... l

................................                  ......................................... l

سرایندگان قطعه :

ابن یمن فریومدی در قر ن8 بهترین سراینده ی قطعه شناخته شده است و سپس به ترتیب انوری ابیوردی قرن 6 و پروین اعتصامی (معاصر) جای دارند .

 چهار پاره :

از جهت شکل ظاهری ، یک چهار پاره ، ترکیبی است از چندین قسمت که هر کدام دو بیت باشند با وزن یکسان و در هر بخش از جهت شکل قافیه ، کاملا شبیه یک قطعه باشد ، یعنی ، قافیه هایش فقط در آخر بیتها قرار می گیرد و قافیه ی هر دو بیت مستقل و با بقیه ی دو بیت ها تفاوت دارد . تنها تفاوت یک چهار پاره با مجموعه ای از چندین قطعه دارای دو بیت ، در این است که دو بیت های چهار پاره از جهت موضوع ، به هم مربوط و در دنباله یکدیگر هستند ، اما هر قطعه باید موضوعی مستقل داشته باشد 0 چهار پاره در دوران معاصر ابداع شده است و محدودیتی در تعداد دو بیت ندارد .

 رباعی و دو بیتی :

این دو نوع شعر از جهت شکل ظاهر ، شباهت های بسیاری با هم دارند . قافیه های هر دو در مصراع های 1،2و 4 قرار دارد و در مصراع سوم ، بسته به اختیار شاعر است ؛ یعنی، حق دارد که قافیه را در هر چهار مصرع هم رعایت کند . در هر رباعی یا دو بیتی ، یک موضوع کاملا مستقل مطرح می شود .

 

ترکیب بند و ترجیع بند

مجموعه چند غزل یا قصیده بر یک وزن که هر کدام قافیه مخصوص به خود دارد و بیتهای متفاوتی در بین هر غزل عامل اتصال غزل‌ها با یکدیگر است. تفاوت اساسی ترکیب بند و ترجیع بند در این است که در ترجیع بند، بیت ترجیع همه قسمتها یکسان است. ولی در ترکیب بند، بیت ترکیب متفاوت و قافیه‌ای هربار به گونه‌ای دیگر دارد. معروفترین ترکیب بندهای فارسی از محتشم کاشانی )واقعه کربلا) و جمال الدین عبدالرزاق اصفهانی (در نعت پیامبر) و وحشی بافقی  )شرح پریشانی(است.

موضوع ترکیب بند مواردی از قبیل مدح، وصف، رثا، عشق، و عرفان را در بر می‌گیرد.

نمونه ی ترکیب بند از وحشی بافقی 
دوستان شرح پریشانی من گوش کنید ----- داستان غم پنهانی من گوش کنید

قصه بی سر و سامانی من گوش کنید ----- گفت و گوی من و حیرانی من گوش کنید

شرح این آتش جانسوز نهفتن تا کی----- سوختم سوختم این سوز نهفتن تا کی

روزگاری من و دل ساکن کویی بودیم ----- ساکن کوی بت عربده جویی بودیم

عقل و دین باخته، دیوانه رویی بودیم ----- بسته سلسله ی سلسله مویی بودیم

کس در آن سلسله غیر از من و دل بند نبود ----- یک گرفتار از این جمله که هستند نبود

نرگس غمزه زنش این همه بیمار نداشت -----سنبل پر شکنش هیچ گرفتار نداشت

این همه مشتری و گرمی بازار نداشت ----- یوسفی بود ولی هیچ خریدار نداشت

اول آن کس که خریدار شدش من بودم ----- باعث گرمی بازار شدش من بودم

شعر نو

علی اسفندیاری معروف به نیما یوشیج سبک جدیدی از شعر را ارائه کردند که برخلاف شعر کلاسیک ردیف و قافیه بندی خاصی نداشت. این شعر را شعر نو و نیما را پدر شعر نو خواندند.

آزادی که نیما در فرم و محتوا ایجاد کرد، در کار شاعران بعد از وی، مانند احمد شاملو، مهدی اخوان ثالث، فروغ فرخزاد، سهراب سپهری و منوچهر آتشی به نقطه‌های اوج شعر معاصر ایران رسید. با این حال نیما شعر خود را از لحاظ نگرش به جهان و محتوای کار پیشروتر و تازه تر از کار شاعران بعدی مانند شاملو به شمار می‌داند.

 

 

 

 

 

 

 

 




تاریخ: دوشنبه 30 بهمن 1391
ارسال توسط hamidreza57

 

این نکات دستوری برای تمام کلاس های دوره راهنمایی کاربرد دارد.

دستور زبان فارسی

جمله:

انسان هميشه مقصودخود را به صورت جمله بيان مي كند.

جمله ،يك يا مجموع چند كلمه است كه بر روي هم پيام كاملي را از گوينده به شنونده برساند.هرجا كه جمله تمام شود،نقطه اي مي گذاريم.

مثال:ابوعلي سينا از بزرگترين دانشمندان ايران است.

هيچكس به دليل رنگ و نژاد بر ديگري برتري ندارد.

انواع جمله:

جمله اي كه خبري را بيان ميكندجمله خبري ناميده ميشود.

مثال:فردا سالگرد پيروزي مردم نيكاراگوئه است.

جمله اي كه درآن پرسشي باشد جمله پرسشي ناميده ميشود.

مثال:فردا چه روزي است؟

جمله اي كه درآن فرماني داده شده است جمله امري خوانده ميشود.

مثال:همه در جاي خود بايستند.

جمله اي كه عاطفه اي را بهمراه داشته باشد جمله عاطفي يا تعجبي ناميده مي شود.

مثال:چه باغ باصفايي!

ساختمان جمله

جمله،نهاد،گزاره:

هرجمله به دو قسمت تقسيم مي شود:

قسمت اول،كه درباره آن خبري مي دهيم كه به آن نهاد

مي گوييم.

قسمت دوم ، خبري است كه درباره قسمت اول مي گوييم و آن را نهاد مي ناميم.

مثال:كوروش بابل را فتح كرد .

كوروش=نهاد                     بابل را فتح كرد =گزاره

فعل:

در هر گزاره يك جزء اصلي وجود دارد كه بدون وجود آن جمله ناقص و ناتمام است كه به آن فعل مي گوييم،مثل كلمه گذشت در اين جمله.

مثال:فصل تابستان گذشت.

فصل آن كلمه اي است كه دلالت مي كند بر كردن كاري يا روي دادن امري يا داشتنحالتي در زمان گذشته يا اكنون يا آينده.

گفتيم در گزاره كلمه اصلي«فعل» است.هر جمله اي بايد«فعل»داشته باشد عبارتي كه در آن «فعل»نباشد جمله نيست.

فعل كلمه اي است كه كاري يا حالتي را مي رساند و معني آن با زمان رابطه دارد.

زمان داراي سه مرحله است:

گذشته،اكنون،آينده

اكنون يا حال وقتي است كه در حال گفتن جمله هستيم.

گذشته يا ماضي مرحله اي است كه پيش از گفتن جمله بوده است.آينده يا مستقبل زمان بعد از گفتن جمله است.

فعل علاوه بر زمان بر يكي از سه شخص «گوينده»،

«شنونده»،«ديگركس» نيز دلالت دارد.

مثال:در فعل«ميروي»سه مفهوم وجود دارد:

يكي مفهوم انجام دادن كار كه «رفتن» است،ديگر مفهوم زمان كه در اينجا «حال» است.سوم مفهوم كسي كه كار رفتن را انجام مي دهد كه در اينجا شنونده يا دوم شخص است.

هر فعل سه مفهوم،كار يا حالت و زمان شخص را در بر دارد.

فعلي كه به يك تن نسبت داده شود،مفرد خوانده مي شود.

مثال:آن مرد با عجله آمد

فعلي كه به بيش از يك تن نسبت دادهه شود،جمع ناميده مي شود.

دانش آموزان با عجله رفتند

با توجه به مسايل مطرح شده مي توانيم صورتهاي فعل

«آمدن» را درزمان گذشته بنويسيم.

آمدم ـ آمدي ـ آمد

آمديم ـ آمديد ـ آمدند

كه در هر كدام از اين شش صورت مي توانيم علاوه بر زمان ـ شخص و يا نفرد و جمع بودن آن را نيز دريافت كنيم.

پس تعريف هركدام از شش صورت فوق مي تواند به اين صورت بيان شود كه:

آمدم=اول شخص مفرد

آمدي=دوم شخص مفرد

آمد=سوم شخص مفرد

آمديم=اول شخص جمع

آمديد=دوم شخص جمع

آمدند=سوم شخص جمع

درهر فعل جزئي ازآن معني اصلي را در بر دارد و در همه صورتها تغيير نمي كندكه به آن ماده فعل مي گويند،مثلا در همان فعل آمدن جزء «آمد»در هر شش صورت حضور دارد.

جزء ديگر فعل كه در هر شش صورت حضور دارد.

جزئ ديگر فعل كه در هر صورت با صورت قبل تفاوت دارد

شناسه ناميده مي شود.مثلا در همان فعل آمدن جزء دوم هر صورت شكلي ديگر دارد يعني اين صورتها:

م ـ ي ـ يم ـ يد ـ ند

كه به آنها شناسه مي گوييم،به عبارتي آنها فعل را براي ما شناسه مي كنند كه مربوط به چه شخصي است و مفرد است يا جمع.

ماده فعل:

ماده ماضي ، ماده مضارع

قبلا مطرح كرديم كه ماده فعل،جزئي از فعل است كه در همه صورتها ثابت مي ماند و حالا اضافه مي كنيم كه در زبان فارسي هر فعل دو ماده مختلف دارد كه هر كدام برخي از صورتهاي فعل را مي سازند.

براي مثال فعل«نوشتن»را در نظر مي گيريم،برخي از صورتهاي اين فعل كه رد گفتار و نوشتار بكار مي بريم اينها

هستند:

نوشتم،مي نوشتم،نوشته ام،نوشته باشم،نوشته بودم،

مي نويسم،بنويس،بنويسيم.

جنانكه ملاحظه مي شود اين صورتها از فعل«نوشتن»به دو دسته تقسيم شده اند،در دسته اول جزئي كه ثابت است و تغيير نمي كند«نوشت» است و در دسته دوم«نويس»،از نظر زمان فعل هايي كه جزء ثابت آنها«نوشت» مي باشد،برزمان گذشته دلالت مي كنند و فعل هايي كه جزء ثابت آنها «نويس» مي باشد،زمانهاي حال و آينده را مي سازند،بهمين دليل ماده صورتهاي اول را«ماده ماضي» و ماده صورتهاي دوم را «ماده مضارع» مي ناميم پس در زبان فارسي هر فعلي دو ماده دارد: يكي ماده ماضي و ديگري ماده مضارع همه صورتهايي كه معني حال و آينده از انها بر مي آيد از ماده مضارع ساخته مي شوند.

 

 

نهاد . فاعل:

گفتيم نهاد قسمتي از جمله است كه درباره آن خبر ميدهيم و گزاره خبري است كه درباره نهاد مي دهيم.

حال مي گوييم:

خبري كه درباره نهاد مي دهيم بيان يكي از اين چهار حالت است.

1.انجام دادن يا انجام دادن عملي،مانند:خوردن،شكستن،

پختن

2.پذيرفتن عملي،مانند خورده شدن،شكسته شدن،پخته شدن

3.داشتن صفتي،مانند دانا بودن،سفيد بودن،گرم بودن

4.پذيرفتن صفتي،مانند دانا شدن،گرم شدن،بيمارشدن

درحالت اول كلمه اي كه نهاد قرار بگيردكننده كار هم هست

مثلا اگر«اكبر»نهاد قرار بگيرد انجام دهنده عمل خوردن هم هست.«اكبر چاي را خورد»

درحالت دوم كلمه اي كه نهاد قرار بگيرد پذيرنده كار است.مثلا«آش پخته شد»

در حالت سوم كلمه اي كه نهاد قرار بگيرد پذيرنده صفت است مثلا «هوشنگ بيمار شد»

به اين جمله توجه كنيد:

سعدي گلستان را نوشت

در اين جمله،نهاد،يعني قسمتي از جمله درباره آن خبري داده ايم كلمه «سعدي» است.فعلي كه در گزاره آمده،كاري است كه از سعدي سرزده است.يعني عمل«نوشتن گلستان»را سعدي انجام داده است.پس او كننده كار است،در دستور زبان به كننده كار، فاعل مي گوييم،پس:

«فاعل كلمه اي است كه انجام دادن كاري را به آن نسبت دهيم»

اسم:

در جمله «جواد به سرعت آمد»جواد،نهاد است،زيرا درباره او خبري مي دهيم،اين كلمه فاعل هم هست زيراانجام دهنده

عمل آمدن است،كلمه جواد اگر در جمله ديگري قرار بگيرد ممكن است نهاد يا فاعل نباشد . مثلا در جمله ديگري قرار بگيرد ممكن است نهاد يا فاعل نباشد،مثلا در جمله «كتاب جواد را آوردم».امااگر كلمه «جواد» را به تنهايي در نظر بگيريم،متوجه مي شويم كه اين كلمه نام كسي است از اين جهت كلمه«جواد» اسم است.

درجمله «گاو شير مي دهد»كلمه «گاو»علاوه بر اينكه نهاد جمله و فاعل آن است،چون بر حيواني نيز دلالت ميكند،پس

«اسم» هم هست.پس اسم كلمه اي است كه براي نام بردن كسي يا چيزي بكار ميرود.

چيزي كه به وسيله«اسم» نام برده مي شود:

گاهي شخصي است.مانند مرد،زن،حسن،هوشنگ

گاهي حيواني است.مانند خرگوش،گاو،اسب،پلنگ

گاهي مكاني است.مانند كوه،دشت،رود،تهران،پاريس

گاهي گياهي است.مانند درخت،چمن،بيد،سرو

گاهي نام ستارگان است.مانند ماه،خورشيد،زهره،عطارد

گاهي نام اشياء است.مانند صندلي،كاغذ،ميز،مداد،تخته

گاهي نام حالتي است كه در كسي يا چيزي وجود دارد مانند

سفيدي،سرما،گرما،رنج،شادي

ويژگيهاي اسم

عام . خاص

گاهي اسم تنها بر يك فرد معين دلالت مي كند،وقتي كه مي گوييم«فرهادآمد» مقصود ما يك شخص معين است و يا

در جمله«مشهد از شهرهاي مذهبي ايران است»كلمه

«مشهد»و«ايران»به يك شهر و كشور معين دلالت مي كند،

اما وقتي مي گوييم«گربه دشمن موش است»مقصود تنها گربه خانه خودمان نيست بلكه به هر گربه اي دلالت مي كند.

اگر با اسم تنها يك فرد معين را بتوانيم نام ببريم به آن اسم خاص مي گوييم اما اگر بتوانيم اسم را نوعي به كار ببريم كه شامل افراد متعدد باشد آن را اسم عام مي ناميم،پس اسم خاص كلمه اي است كه براي نام بردن يك كَس معين يا يك چيز معين بكار ميرود و اسم عام به كلمه اي مي گوييم كه با آن كسان يا چيزهاي همنوع را مي توان نام برد.

ممكن است يك«اسم خاص»براي نامگذاري چندين كس يا چيز بكار ميرود.«فاطمه»اسم خاص است،اماهزاران نفر ممكن است فاطمه نام داشته باشند،بايد بدانيم كه هر بار اسم خاصي مانند فاطمه را در گفتار و يا نوشتار به كار مي بريم

منظور ما فرد معيني است نه اينكه همه خانمهايي كه نام آنها فاطمه است.

ذات . معني

گاهي چيزي كه نام برده مي شود خود به خود وجود دارد،مانند ديوار،كتاب. اما گاهي وجود آن چيز مستقل نيست

بلكه وابسته به چيز ديگري است يا در چيز ديگري وجود دارد

مانند: سرخي،سرخي به تنهايي وجود ندارد و در چيزهاي ديگر مي شود او را ديد مثل گل ، پارچه،...

به چيزي كه به خودي خود وجود داشته باشد اسم ذات و به اسمي كه بر مفهومي دلالت مي كندكه وجودش در چيز ديگري است و نام حالتي يا صفتي است اسم معني مي گوييم.

مفرد . جمع

گاهي اسم براي نام بردن يك شخص يا يك چيز است در اين حال مفرد است. در جمله هاي مرد آمد،چراغ روشن شد،

درخت سايه دارد،اسم هاي مرد،چراغ و درخت مفرد هستند.

اما گاهي به وسيله اسم،چند شخص يا چند چيز را نام مي بريم در جمله هاي مردان آمدند،چراغها روشن شدند،درختان سايه دارند،اسم هاي مردان،چراغها و درختان،جمع هستند چون بيشتر از يك شخص يا چيز دلالت مي كنند.اسم جمع علامتي دارد كه در پايان آن مي آيد،علامت جمع اسم در فارسي «ان» و «ها» مي باشد.

 ضمير :

گاهي به جاي آنكه  كسي يا چيزي را نام ببريم ،  يعني اسم اورا بگوييم ، كلمه ديگري مي آوريم  كه جاي اسم  را مي گيرد ، مثلا  به جاي آنكه بگوييم .

« پرويز را ديدم  و به پرويز گفتم » مي گوييم « پرويز را ديدم  و به او گفتم »

اينجا اين كلمه « او»  جاي اسم پرويز  را گرفته است، اين گونه كلمات را  كه جانشين اسم مي شوند « ضمير» و چون  جانشين اسم شخص هشتند  ضمير شخصي  ناميده مي شوند .

ضماير شخصي براي اول شخص« من» و « ما»  هستند .

ضماير شخصي براي دوم شخص « تو» و « شما» هستند .

ضماير شخصي براي سوم شخص « او» و « ايشان»  هستند .

گاهي به جاي « او» ضمير سوم شخص مفرد « وي»  مي آيد.

ضمير اشاره:

به كلماتي  كه با آنها  چيزي يا كسي را نشان  مي دهيم « ضمير اشاره » مي گوييم، مثلا  اگر از كسي بخواهيم كه كتابي رابردارد  كتاب نزديك باشد به جاي جمله « كتاب را بردار » مي گوييم « اين رابردار »

كلمه اين ضمير اشاره است وبه جاي اسم « كتاب» نشسته است . اما اگر كتاب دور باشد مي گوييم « آن را بردار ». ضمير اشاره  نيز مانند اسم  مي تواند  جمع بسته شود : آنان، اينان، آنها، اينها، .

مفعول :

فاعل كسي است كه فعل را انجام مي دهد  و گاهي واقع شدن فعل به فاعل تمام مي شود .يعني اثرآن  به ديگري  نمي رسد، در جمله «هوشنگ نشست» هوشنگ فاعل است، زيرا فعل نشستن را انجام داده است و پاي شخص ديگري در ميان نيست، اما اگر بگوييم  « رستم كشت»  جمله كامل نيست زيرا فعل كشتن به فاعل كه رستم است  تمام نمي شود و پاي كسي ديگر در ميان است و شنونده جمله به سرعت خواهد پرسيد « چه كسي را كشت» گاهي فعل از فاعل  فراتر مي رود و برروي  كسي يا چيز ديگري  اثر مي گذارد كه آنرا مفعول مي ناميم  مثلا در جمله  « رستم پهلوان سهراب كشت »  كلمه سهراب مفعول است .

صفت:

 گاهي اسمي  كه د رجمله  فاعل  يا مفعول  واقع مي شود تنها نيست بلكه براي آنكه شنونده آنرا بهتر بشناسد درباره آن توضيح مي دهيم يعني  يكي از  حالتها يا صفتهاي او را  نيز بيان مي كنيم، مثلا اگركسي بگويد: « من برادر خود را دوست دارم » معني كلمه برادردرصورتي واضح است كه گوينده يك برادر داشته باشد،  براي اينكه شنونده متوجه شود كه منظور  كدام برادر گوينده  است مثلا خواهد گفت « من برادر بزرگترم را دوست دارم » كلمه بزرگ در اين جا به مفهوم اسم « برادر» افزوده شده است، اين كلمه  كه حالت يا چگونگي اسم را بيان  مي كند « صفت» خوانده مي شود يعني وصف شده .

قيد :

به اين چند جمله توجه كنيد :

فريدون زود آمد

فريدون شتابان آمد

فريدون سرافكنده آمد

فريدون نواميدانه آمد

فريدون آهسته آمد

 فعلي كه در همه اين جمله ها بكار رفته « آمدن» است اما چگونگي انجام  گرفتن اين فعل در جمله هاي مذكور  با هم متفاوت است اين تفاوتها  با كلمه يا عبارتي  بيان مي شود  كه آن را قيد مي خوانيم

پس جمله  هاي  مذكور  كلمه هاي  زود، شتابان، خندان، سرافكنده، نواميدانه وآهسته  قيد هستند .

همچنانكه صفت براي بيان  حالت  يا چگونگي اسم مي آيد و وابسته اسم است،  قيد چگونگي روي دادن فعل  را بيان مي كندو به فعل وابسته است.

 




تاریخ: دوشنبه 30 بهمن 1391
ارسال توسط hamidreza57

 

 

خیلی وقتها پیش می آید که دوست داریم به صورت آنلاین با دیگران که در اینترنت هستند تماس بگیریم یا به قولی چت کنیم. برنامه های مختلفی برای این کار است که یکی از بهترین آنها OOVOO است که هم کار کردن با آن آسان است و هم مزایای خوبی دارد.

این برنامه را می توانید از اینجا دریافت نمایید. پس از دریافت نیاز است یک اسم یا همان آی دی بسازیدو یک رمز ورود.

البته طرف مقابلتان هم می بایست این برنامه را داشته باشد. هروقت که به اینترنت وصل شدیدو دوست یا دوستانتان هم به اینترنت وصل باشند می توانند حتی به صورت تصویری با هم ارتباط زنده داشته باشید.

 

 




تاریخ: یکشنبه 29 بهمن 1391
ارسال توسط hamidreza57

 

با توجه به مکانیزه شدن سیستم امتحانات مدارس و استفاده مکرر همکاران از سامانه سناد و نرم افزارهای حسابداری و.. مدارس، بسیاری از همکاران سوالاتی در خصوص برنامه ها ، نحوه اجرا و اشکالات ایجاد شده دارند که گاهی با صرف هزینه بسیار به افراد یا مراجعه مکرر به اداره مربوطه ، سخت گرفتار می شوند.  سامانه ای را معرفی می کنیم خدمت همکاران عزیز پاسخ همه سوالات شما خواهد داد. ببینید جالب است ضمن اینکه شما عزیزان نیز می توانید فعال باشید.

 




تاریخ: یکشنبه 29 بهمن 1391
ارسال توسط hamidreza57

 

 

با توجه به نزدیک شدن امتحانات و لزوم استفاده از برچسب شماره صندلی ، یک نرم افزار کم حجم مخصوص این کار از شرکت نرم افزاری دیباگران آروین معرفی می نمایم که خیلی جالب است.

در ضمن دربازار کاغذهای سفید برچسب دارد وجود دارند که به راحتی در پرینتر مورد استفاده قرار می گیرند. نرم افزار را نصب نمایید. کاغذ معمولی یا برچسب دارد در چاپگر قرار دهید و سپس برش و نصب روی صندلی. موفق باشید.

 




تاریخ: یکشنبه 29 بهمن 1391
ارسال توسط hamidreza57

نكاتی چند در مورد روش های صحیح مطالعه

(( دیگرحال و حوصله خواندن این كتاب را ندارم )) یا (( آنقدر از این كتاب خسته شده ام كه قابل گفتن نیست )) و یا (( هرچقدرمی خوانم مثل این كه كمتر یاد می گیریم. )) و یا ((10 بار خواندم و تكرار كردم ولی بازهم یاد نگرفتم)) به راستی مشكل چیست؟

آیا برای یادگیری درس واقعا" باید 10 بار كتاب را خواند؟ آیا باید دروس خود را پشت سرهم مروركرد؟ و آیا باید ده ها بار درس را تكرار كرد تا یادگرفت؟ مطمئنا" اگر چنین باشد، مطالعه كاری سخت و طاقت فرسا است. اما واقعیت چیزی دیگر است. واقعیت آن است كه این گروه از فراگیران، روش صحیح مطالعه را نمی دانند و متاسفانه در مدرسه و دانشگاه هم چیزی راجع به چگونه درس خواندن نمی آموزند. یادگیری و مطالعه، رابطه ای تنگاتنگ و مستقیم با یكدیگر دارند، تا جایی كه می توان این دو را لازم و ملزوم یكدیگر دانست. برای این كه میزان یادگیری افزایش یابد باید قبل از هر چیز مطالعه ای فعال و پویا داشت.

شیوه صحیح مطالعه، چهار مزیت عمده زیر را به دنبال دارد:

1- زمان مطالعه را كاهش می دهد.

2- میزان یادگیری را افزایش می دهد .

3-مدت نگهداری مطالب در حافظه را طولانی تر می كند.

4- به خاطر سپاری اطلاعات را آسان تر می سازد.

برای داشتن مطالعه ای فعال و پویا نوشتن نكات مهم درحین خواندن ضروری است تا برای مرور مطالب، دوباره كتاب را نخوانده و در زمانی كوتاه از روی یادداشت های خود مطالب را مرور كرد.

یادداشت برداری ، بخشی مهم و حساس از مطالعه است كه باید به آن توجهی خاص داشت. چون موفقیت شما را تا حدودی زیاد تضمین خواهد كرد و مدت زمان لازم برای یادگیری را كاهش خواهد داد.

خواندن بدون یادداشت برداری یك علت مهم فراموشی است.

شش روش مطالعه :

خواندن بدون نوشتن خط كشیدن زیرنكات مهم حاشیه نویسی خلاصه نویسی كلید برداری خلاقیت و طرح شبكه ای مغز

1-خواندن بدون نوشتن: روش نادرست مطالعه است. مطالعه فرآیندی فعال و پویا است و برای نیل به این هدف باید از تمام حواس خود برای درك صحیح مطالب استفاده كرد. باید با چشمان خود مطالب را خواند، باید در زمان مورد نیاز مطالب را بلند بلند ادا كرد و نكات مهم را یادداشت كرد تا هم با مطالب مورد مطالعه درگیر شده و حضوری فعال و همه جانبه در یادگیری داشت و هم در هنگام مورد نیاز، خصوصا" قبل از امتحان، بتوان از روی نوشته ها مرور كرد و خیلی سریع مطالب مهم را مجددا" به خاطر سپرد.

2- خط كشیدن زیر نكات مهم : این روش شاید نسبت به روش قبلی بهتر است ولی روش كاملی برای مطالعه نیست چرا كه در این روش بعضی از افراد به جای آنكه تمركز و توجه بروی یادگیری و درك مطالب داشته باشند ذهنشان معطوف به خط كشیدن زیر نكات مهم می گردد. حداقل روش صحیح خط كشیدن زیر نكات مهم به این صورت است كه ابتدا مطالب را بخوانند و مفهوم را كاملا" درك كنند و سپس زیر نكات مهم خط بكشند نه آنكه در كتاب به دنبال نكات مهم بگردند تا زیر آن را خط بكشند .

3- حاشیه نویسی : این روش نسبت به دو روش قبلی بهتر است ولی باز هم روشی كامل برای درك عمیق مطالب و خواندن كتب درسی نیست ولی می تواند برای یادگیری مطالبی كه از اهمیتی چندان برخوردار نیستند، مورد استفاده قرار گیرد.

4- خلاصه نویسی : در این روش شما مطالب را می خوانید و آنچه را كه درك كرده اید به صورت خلاصه روی دفتری یادداشت می كنید كه این روش برای مطالعه مناسب است و از روش های قبلی بهتر می باشد چرا كه در این روش ابتدا مطالب را درك كرده سپس آن ها را یادداشت می كنید اما بازهم بهترین روش برای خواندن نیست .

5- كلید برداری : كلید برداری روشی بسیار مناسب برای خواندن و نوشتن نكات مهم است. در این روش شما بعد از درك مطالب، به صورت كلیدی نكات مهم را یادداشت می كنید و در واقع كلمه كلیدی كوتاهترین، راحت ترین ،بهترین و پرمعنی ترین كلمه ای است كه با دیدن آن، مفهوم جمله تداعی شده و به خاطر آورده می شود.

6- خلاقیت و طرح شبكه ای مغز: این روش بهترین شیوه برای یادگیری خصوصا" فراگیری مطالب درسی است. در این روش شما مطالب را می خوانید بعد از درك حقیقی آن ها نكات مهم را به زبان خودتان و به صورت كلیدی یادداشت می كنید و سپس كلمات كلیدی را روی طرح شبكه ای مغز می نویسد ( در واقع نوشته های خود را به بهترین شكل ممكن سازماندهی می كنید و نكات اصلی و فرعی را مشخص می كنید ) تا در دفعات بعد به جای دوباره خوانی كتاب ، فقط به طرح شبكه ای مراجعه كرده و با دیدن كلمات كلیدی نوشته شده روی طرح شبكه ای مغز، آن ها را خیلی سریع مرور كنید. این روش درصد موفقیت تحصیلی شما را تا حدود بسیار زیادی افزایش می دهد و درس خواندن را بسیار آسان می كند و بازده مطالعه را افزایش می دهد.

شرایط مطالعه 

((به كارگیری شرایط مطالعه یعنی بهره وری بیشتر از مطالعه ))

شرایط مطالعه، مواردی هستند كه با دانستن، به كارگیری و یا فراهم نمودن آن ها ، می توان مطالعه ای مفیدتر با بازدهی بالاتر داشت و در واقع این شرایط به شما می آموزند كه قبل از شروع مطالعه چه اصولی را به كار گیرید، در حین مطالعه چه مواردی را فراهم سازید و چگونه به اهداف مطالعاتی خود برسید و با دانستن آن ها می توانید با آگاهی بیشتری درس خواندن را آغاز كنید و مطالعه ای فعال تر داشته باشید : 

1- آغاز درست : برای موفقیت در مطالعه ،باید درست آغازكنید.

2- برنامه ریزی : یكی از عوامل اصلی موفقیت ، داشتن برنامه منظم است .

3- نظم و ترتیب : اساس هر سازمانی به نظم آن بستگی دارد .

4- حفظ آرامش : آرامش ضمیر ناخود آگاه را پویا و فعال میكند.

5- استفاده صحیح از وقت : بنیامین فرانكلین، (( آیا زندگی را دوست دارید؟ پس وقت را تلف نكنید زیرا زندگی از وقت تشكیل شده است .))

6- سلامتی و تندرستی : عقل سالم در بدن سالم است .

7- تغذیه مناسب : تغذیه صحیح نقش مهمی در سلامتی دارد.

8- دوری از مشروبات الكلی : مصرف مشروبات الكلی موجب ضعف حافظه می شود .

9 – ورزش : ورزش كلید عمر طولانی است .

10-خواب كافی : خواب فراگیری و حافظه را تقویت می كند.

11 –درك مطلب : آنچه در حافظه بلند مدت باقی می ماند، یعنی مطالب است . 

 

چند توصیه مهم كه بایدفراگیران علم از آن مطلع باشند.

 1- حداكثر زمانی كه افراد می توانند فكر خود را روی موضوعی متمركز كنند بیش از 30 دقیقه نیست، یعنی باید سعی شود حدود 30 دقیقه روی یك مطلب تمركز نمود و یا مطالعه داشت و حدود 10 الی 15 دقیقه استراحت نمود سپس مجددا" با همین روال شروع به مطالعه كرد.

  2- پیش از مطالعه از صرف غذاهای چرب و سنگین خودداری كنید و چند ساعت پس از صرف غذا مطالعه نمایید چون پس از صرف غذای سنگین بیشتر جریان خون متوجه دستگاه گوارش می شود تا به هضم و جذب غذا كمك كند و لذا خون رسانی به مغز كاهش می یابد و از قدرت تفكر و تمركز كاسته می شود . از مصرف الكل و دارو هم خودداری فرمایید همچنین غذاهای آردی مثل نان و قندی قدرت ادراك و تمركز را كم می كند نوشابه های گازدارهم همین طور هستند. 

  3- ذهن آدمی با هوش است اگر یادداشت بردارید به به یاد آوری مطلب کمک می کند و نیز همزمان نمی توانید هم مطلبی را بنویسید و هم گوش دهید. پس در حین مطالعه لطفا" یادداشت برداری نمایید.

 




تاریخ: یکشنبه 29 بهمن 1391
ارسال توسط hamidreza57

 

لطفا این فایل (pdf)را از آدرس زیر دریافت کنید

http://uploadtak.com/images/f4318_khasi_dar_mighat.pdf

 




تاریخ: یکشنبه 29 بهمن 1391
ارسال توسط hamidreza57
 

برای دانلود اینجا کلیک کنید.

 

این پاورپوینت که رویکرد تربیتی فارسی را مورد توجه قرار داده است جهت استفاده در کلاس انشا توصیه می شود.

برای دانلود اینجا کلیک کنید.

 

برای دانلود اینجا کلیک کنید.

[

برای دانلود اینجا کلیک کنید.

 

برای دانلود اینجا کلیک کنید.

 

 

پاورپوینت با موضوع احادیثی درمورد علم:

جهت دانلود فایل اینجا کلیک کنید.


 




تاریخ: یکشنبه 29 بهمن 1391
ارسال توسط hamidreza57

 

 

مثل مداد باش!

پسرک از پدر بزرگش پرسید : پدر بزرگ درباره چه می نویسی ؟

پدربزرگ پاسخ داد :درباره تو پسرم ، اما مهمتر از آنچه می نویسم ، مدادی است که با آن می نویسم . می خواهم وقتی بزرگ شدی ، تو هم مثل این مداد بشوی !
پسرک با تعجب به مداد نگاه کرد و چیز خاصی در آن ندید
 :- اما این هم مثل بقیه مداد هایی است که دیده ام !
پدر
 بزرگ گفت : بستگی داره چطور به آن نگاه کنی ، در این مداد پنج صفت هست که اگر به دستشان بیاوری ، برای تمام عمرت با دنیا به آرامش می رسی :

صفت اول : می توانی کارهای بزرگ کنی ، اما هرگز نباید فراموش کنی که دستی وجود دارد که هر حرکت تو را هدایت می کند . اسم این دست خداست ، او همیشه باید تو را در مسیر اراده اش حرکت دهد .
صفت
 دوم : باید گاهی از آنچه می نویسی دست بکشی و از مداد تراش استفاده کنی . این باعث می شود مداد کمی رنج بکشد اما آخر کار ، نوکش تیزتر می شود ( و اثری که از خود به جا می گذارد ظریف تر و باریک تر ) پس بدان که باید رنج هایی را تحمل کنی ، چرا که این رنج باعث می شود انسان بهتری شوی .
صفت
 سوم : مداد همیشه اجازه می دهد برای پاک کردن یک اشتباه ، از پاک کن استفاده کنیم . بدان که تصحیح یک کار خطا ، کار بدی نیست ، در واقع برای اینکه خودت را در مسیر درست نگهداری ، مهم است .
صفت
 چهارم : چوب یا شکل خارجی مداد مهم نیست ، زغالی اهمیت دارد که داخل چوب است . پس همیشه مراقب باش درونت چه خبر است.
و
 سر انجام پنجمین صفت مداد : همیشه اثری از خود به جا می گذارد . بدان هر کار در زندگی ات می کنی ، ردی از تو به جا می گذارد و سعی کن نسبت به هر کار می کنی ، هشیار باشی و بدانی چه می کنی .

 




تاریخ: یکشنبه 29 بهمن 1391
ارسال توسط hamidreza57

 

 




تاریخ: یکشنبه 29 بهمن 1391
ارسال توسط hamidreza57
💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران