شمیم ادب
علمی،آموزشی،فرهنگی،اجتماعی

 

 
 چهارشنبه‌سوری یکی از جشن‌های ایرانی است که در شب آخرین چهارشنبه سال (سه‌شنبه شب) برگزار می‌شود. در شاهنامه فردوسی اشاره‌هایی درباره بزم چهارشنبه‌ای در نزدیکی نوروز وجود دارد که نشان دهنده کهن بودن جشن چهارشنبه‌سوری است. مراسم سنتی مربوط به این جشن ملی، از دیرباز در فرهنگ سنتی مردمان ایران زنده نگاه داشته شده‌ است.

واژه «چهارشنبه‌سوری» از دو واژه چهارشنبه که نام یکی از روزهای هفته‌است و سوری که به معنی سرخ است ساخته شده‌است.

مراسم چهارشنبه سوری :

چهارشنبه آخر سال ( چهار شنبه سوری )-یکی از آیین های نوروزی امروز - که بایستی آمیزه ای از چند رسم متفاوت باشد - «مراسم چهارشنبه سوری» است که در برخی از شهرها آن را چهارشنبه آخر سال گویند. درباره ی چهارشنبه سوری، کتاب ها و سندهای تاریخی، مطلبی یا اشاره ای نمی یابیم و تنها در این قرن اخیر، یا دقیق تر، در این نیم قرن اخیر است که مقاله ها و پژوهشهای متعددی در این باره منتشر شده و یا در نوشته های مربوط به نوروز به چهارشنبه سوری نیز پرداخته اند.
برگزاری چهارشنبه سوری، که در همه ی شهرها و روستاهای ایران سراغ داریم، بدین صورت است که شب آخرین چهارشنبه ی سال (یعنی نزدیک غروب آفتاب روز سه شنبه)، بیرون از خانه، جلو در، در فضایی مناسب، آتشی می افروزند، و اهل خانه، زن و مرد و کودک از روی آتش می پرند و با گفتن : «زردی من از تو، سرخی تو از من»، بیماری ها و ناراحتی ها و نگرانی های سال کهنه را به آتش می سپارند، تا سال نو را با آسودگی و شادی آغاز کنند.از باورها و رسم های چهارشنبه سوری که هنوز به کلی فراموش نشده اند ودر برخی از شهرها و روستا ها هنوز این مراسم ها برگزار میشوند عبارتند از:

کوزه شکنی یکی از مراسم چهارشنبه سوری :

 یکی دیگر از مراسم مخصوص چهارشنبه سوری آن بوده که کوزه کهنه ای را برمی داشتند و در آن مقداری نمک و ذغال و سکه ده شاهی می انداختند و هر یک از افراد خانواده یک بار کوزه را دور سر می چرخاند و نفر آخری آن کوزه را از پشت بام ، به کوچه می افکند و می گفت :درد و بلای ما بـِرَه توی کوزه و بـِرَه توی کوچه

 آجیل چهارشنبه سوری :

 اسمی که از قدیم در ایران متداول است ، تهیه و خوردن آجیل چهارشنبه سوری است . این آجیل شور و شیرین ، مانند آجیل مشگل گشاست؛ یعنی علاوه بر مواد اصلی بو داده ی شور و شیرین، مانند آجیل، برگه هلو و زردآلو ، قیسی ، کشمش سبز ، مویز ، باسلـُق ، پسته و بادام ، فندق بو نداده ، نقل ، شکر ، پنیر ، و مغز گردو هم اضافه می کنند. تهیه این آجیل را برای استجابت یک مراد نذر می کنند . خوردن این آجیل در شب چهارشنبه سوری ، به اعتقاد مردم باعث شگون و خوش یمنی است.

 فالگوش ایستادن ،یکی از مراسم چهارشنبه سوری:

دیگر از مراسم مربوط به چهارشنبه سوری ، فالگوش ایستادن است ؛ بدین معنی که کسانی که حاجتی دارند ، نیت می کنند و سر چهار راه یا در معبری فالگوش می ایستند و به حرف نخستین عابری ، که از کنارشان می گذرد توجه می کنند و هر کلام که از دهان او درآید در استجابت مراد خود به فال بد یا خوب می گیرند ، اگر گفته عابری موافق با آرزوی صاحب حاجت باشد آن آرزو را برآورده شده می دانند.
بعضی ها به جای رفتن به چهارراه و معابر ، این کار را در پشت در اطاق هم انجام می دهند و نخستین سخنی که از پشت در اطاق شنیدند به فال بد و یا خوب در اجابت حاجتشان فرض می کنند.

 بی گمان چهارشنبه سوری از رسم های کهن پیش از اسلام نیست. در آن زمان هر یک از روزهای ماه را نامی بود، نه روزهای هفته را. استاد پورداود در این باره می نویسد : آتش افروزی ایرانیان در پیشانی نوروز از آیین های دیرین است ( ... ) شک نیست که افتادن این آتش افروزی به شب آخرین چهارشنبه ی سال، پس از اسلام رسم شده است. چه ایرانیان شنبه و آدینه نداشتند ( ... ) روز چهارشنبه یا یوم الاربعاء نزد عرب ها روز شوم و نحسی است. جاحظ در المحاسن و الاضداد آورده : والاربعاء یوم ضنک و نحس. این است که ایرانیان آیین آتش افروزی پایان سال خود را به شب آخرین چهارشنبه انداختند تا پیش آمدهای سال نو از آسیب روز پلیدی چون چهارشنبه بر کنار ماند.

در باورهای عامیانه، چهارشنبه روزی نامبارک است. سفر نبایستی کردن شب چهارشنبه، به احوال پرسی مریض نبایستی رفتن. و منوچهری گوید:

 چهارشنبه که روز بلاست باده بخور                    به ساتکین می خور تا به عافیت گذرد

 آتش افروختن شب چهارشنبه ی آخر سال، یا چهارشنبه آخر صفر را، برخی به قیام مختار نسبت می دهند : مختار سردار معروف عرب وقتی از زندان خلاصی یافت و به خونخواهی شهیدان کربلا قیام کرد، برای این که موافق و مخالف را از هم تمیز دهد و بر کفار بتازد، دستور داد شیعیان بر بام خانه خود آتش روشن کنند و این شب مصادف با شب چهارشنبه آخر سال بود. و از آن به بعد مرسوم شد.

 چهار شنبه سوری در برخی از شهر ها:

 در برخی از شهرهای آذربایجان چون ارومیه، اردبیل و زنجان، همه چهارشنبه های ماه اسفند هر یک نقش و نام معینی دارند، که از جمله در منطقه ی زنجان بدین شرح است: نخستین چهارشنبه را موله گویند و به شستن و تمیز کردن فرش های خانه اختصاص دارد. دومین چهارشنبه را سوله گویند، در این روز به خرید وسیله ها و نیازمندیهای عید می روند. سومین چهارشنبه را گوله گویند و به خیس کردن و کاشتن گندم و عدس و غیره برای سبزه های نوروزی اختصاص دارد. چهارمین و آخرین چهارشنبه سال ( چهارشنبه سوری ) را کوله گویند؛ ( کوله در ترکی به معنی کهنه و فرسوده است). در برخی از شهرهای ایران، از جمله ایلام (نوروز آباد)، تویسرکان، کاشان، زاهدان (قصبه مود) و ... مراسم چهارشنبه سوری را آخرین چهارشنبه ماه صفر برگزار می کنند. و آخرین آتش نیز از رسم ها است. بنابر نوشته تذکره صفویه کرمان نیز، چهارشنبه سوری در ماه صفر بوده است.

چهار شنبه سوری در اصفهان -در اصفهان چهارشنبه سوری را «چهار شنبه سرخی» نیز می گویند.

یکی از دلیل ها و سندهای دیگری که نشان می دهد چهارشنبه سوری از آیین های پیش از اسلام نیست، می تواند این باشد که مراسم آن در غروب آفتاب روز سه شنبه برگزار می شود. در گاهشماری قمری آغاز بیست و چهار ساعت یک شبانه روز از غروب آفتاب روز پیش است؛ و چهارشنبه سوری، مانند بسیاری از آیین ها، جشن ها و سوگواری های مذهبی همچون عید غدیر، نیمه شعبان، رحلت حضرت پیامبر ( ص ) که بر اساس گاهشماری قمری است، در غروب روز پیش برگزار می شود. نحس بودن چهارشنبه در باورهای عامیانه باعث شده، که هنوز بعدازظهر سه شنبه ( یعنی شب چهارشنبه ) به احوال پرسی بیمار نمی روند، و پنجشنبه را عامه «شب جمعه» می گویند. در صورتی که آیین های کهن مثل نوروز، مهرگان، سده و ... که بر اساس گاهشماری خورشیدی است، آغاز بیست و چهار ساعت روز، از سپیده دم و یا از نیمه شب است. آن چه که چهارشنبه سوری را به جشن ها و آیین های کهن ایران پیوند می زند، می تواند برگزاری رسم و جشنی به نام «سور»، در روز پنجه ( خمسه مسترقه  ) باشد که از آن تا سده ی چهارم، دوره سامانیان، آگاهی در دست است: صاحب تاریخ بخارا از برگزاری رسمی که «عادت قدیم» و با افروختن آتش در «شب سوری» ( پیش از نوروز ) همراه بوده خبر می دهد : ... آنگاه امیر سدید ( منصور بن نوح ) به سرای نشست، هنوز سال تمام نشده بود که چون شب سوری، چنان که عادت قدیم است، آتشی عظیم افروختند و پاره ای آتش بجست و سقف سرای در گرفت و دیگر باره جمله سرای بسوخت و ...


 



تاریخ: جمعه 23 اسفند 1392
ارسال توسط hamidreza57

 یاد دارم در غروبی سرد سرد /      می گذشت از کوچه ما دوره گرد

داد می زد: کهنه قالی می خرم /  دسته دوم جنس عالی می خرم

کاسه و ظرف سفالی می خرم    /  گر نداری کوزه خالی می خرم

اشک در چشمان باباحلقه بست   / عاقبت آهی کشید  بغضش شکست

اول ماه است ونان در سفره نیست   / ا ی خدا شکرت، ولی این زندگیست ؟

بوی نان تازه هوشش برده بود /   اتفاقا مادرم هم روزه بود

خواهرم بی روسری بیرون دوید   / گفت : آقا سفره خا لی می خرید ؟

 



تاریخ: جمعه 23 اسفند 1392
ارسال توسط hamidreza57

 

 

 




تاریخ: جمعه 23 اسفند 1392
ارسال توسط hamidreza57

 

  1با توجه به ابیات ،موارد خواسته شده را بنویسید.

زنگ تفریح را که زنجره زد            باز هم در کلاس غوغا شد

هر یک از بچه ها به سویی رفت          و معلم دوباره تنها شد

  الف)مفعول در مصراع اول..................ب) مسند در مصراع دوم....................

 پ)متمم در مصراع سوم .....................ت) نهاد در مصراع چهارم....................


 


 


ادامه مطلب...
تاریخ: سه‌شنبه 20 اسفند 1392
ارسال توسط hamidreza57

 


 

سؤالات تستی از درس اول تا آخردرس نهم     فارسی  هفتم

1- معنای کدام واژه نادرست است ؟  

      فارغ : جدا                      افق : کرانه    

      گلدسته : مناره               زائر : زیارت کننده    

توضیح: ( فارغ ) در مصراع « فارغ از سنگ بچّه ها باشم » به معنی « آسوده » است و (فارق) به معنی جدا کننده است.

2- « در پوستین خلق افتادن » کنایه از.......... است.     

      دروغ گفتن         صحبت کردن    

      غیبت کردن        گدایی کردن


توضیح: این ترکیب کنایی در عبارت « تو نیز اگر بخفتی به که در پوستین خلق افتی » به معنی « غیبت کردن » است.

  3- در کدام گزینه کلمات هم خانواده وجود ندارد ؟   

     صلاح و مصلحت          شور و شعور  

      ایمان و مؤمن          اقتدار و مقتدر


توضیح: اولی هم خانواده از ریشه « صلح » و سومی از ریشه « امن »

            و سومی از ریشه « قدر » هم خانواده اند.

 

 

                                                            بقیه ی سوالات در ادامه مطلب

 


 



ادامه مطلب...
تاریخ: سه‌شنبه 20 اسفند 1392
ارسال توسط hamidreza57

  

 

یادواره گرامیداشت یکصد شهید ونک

پنجشنبه از ساعت 9 صبح

مسجد جامع ونک

 

 

 




تاریخ: دوشنبه 19 اسفند 1392
ارسال توسط hamidreza57

 

پاور پوینت داستان هفت خان رستم

 

haft khan123




تاریخ: دوشنبه 19 اسفند 1392
ارسال توسط hamidreza57

 

  

  

 




تاریخ: دوشنبه 19 اسفند 1392
ارسال توسط hamidreza57

 

دریافت آزمون و سوالات جدید

 


دوستان گرامی، برای دریافت آزمون های جدید تمام مقاطع تحصیلی کلیک فرمائید.





تاریخ: یکشنبه 18 اسفند 1392
ارسال توسط hamidreza57

 كليپ چشمه ناز

چشمه ناز ونک یکی از جاذبه های گردشگری استان اصفهان است که در فاصله 175 کیلومتری جنوب استان و33 کیلومتری جنوب غربی شهرستان سمیرم واقع شده است.این چشمه از ارتفاعات کوه 2500 متری دالان در شهر ونک سمیرم سر چشمه می گیرد و با پیوستن به رود خانه شمس آباد منظره بکر و بی بدیعی را بوجود آورده.در این کلیپ تلاش بر این شده تا علاوه بر تنوع زیست محیطی اکوسیستم طبیعی و حیات جانوری،سازگاری مردم در کنار این مواهب الهی به تصویر کشیده شود.از همین منطقه نیز مستند 5 قسمتی با عنوان چشمه ناز،رویایی دست یافتنی تهیه شده است.

تهیه کننده:محمد منتظر الحجت

کار گردان: بهمن داوری

تصویر:محسن میرزایی

صدابردار:فرامرز مختاری

تدوین:مهدی شاهسواری

بازیگران:لاله شاه نظری/علی رضایی

دستیاران تهیه:سید حسن حسینی/مجید اعکاف زاده

 صدا و سيماي مركز اصفهان

 

چشمه ناز ونک 
تعداد امتیاز دهندگان: 
تعداد بازدید: 747 
تاریخ انتشار: دوشنبه, 24 مهر 1391 ساعت 16:15
دانلود محتوا





تاریخ: یکشنبه 18 اسفند 1392
ارسال توسط hamidreza57
💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران