شمیم ادب
علمی،آموزشی،فرهنگی،اجتماعی

 

پشت کوهای بلند

پی غوغای گل و باد و گون 

بی قراری می کرد

برف  هم می بارید 

کفش های کودکی ، هنوز 10 سال از پاهایم بزرگتر بود .

تن من با سرما رفاقت داشت .

گاهی از شوق رفاقت

کز می کردم

پشت دیوار بلند یک دوست 

کوچه خاطره ام ابری بود 

مه زیبایی وسعت دید مرا می افسرد

من غزل ها  دارم

از تو و کهسارت

از تو و چشمه وبوی علف و شبدر تابستانت

سرزمنیم

ونک زیبایم

در هیاهوی مه و نور به تو دل بستم

و همیشه جاری است

یاد تو در شریان ذهنم

 

 





تاریخ: یکشنبه 15 اردیبهشت 1392
ارسال توسط hamidreza57

💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران