شمیم ادب
علمی،آموزشی،فرهنگی،اجتماعی

 ونک دیار بلند و صبورم

اردیبهشتت مرا بهشتی است که هر سال تکرار می شود ، گل های گیس کمری چشم نوازت طعنه به نرگس و لاله می زند و شبنم صبحگاهی افتاده بر رخسار شقایق ها کوهسارانت اشک شوق فرشته ای است که از آسمان به تماشای زیبابیهایت آمده .

طعم مسحور کننده چوه کمانه و چمه ، بوی زرین کوه آشیانه و  پیچیدن سیردل های کوهی ات در دامان نان تونکه  و همراهی ماست محلی در کنار چشمه سارانت ، آب حیاتی است که روح  انسان را آرامش می دهد .

کودکی ام هنوز در کوهسارانت سرشار از مستی و حیرانی جریان دارد، اگر چه  موهایم سپیده شده .






تاریخ: یکشنبه 01 اردیبهشت 1392
ارسال توسط hamidreza57

💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران