شمیم ادب
علمی،آموزشی،فرهنگی،اجتماعی

اکثر ما می دانیم رمان نویسی اروپا با رمان دن کیشوت اثر سروانتس آغاز شده است، اما نمی دانیم رمان نویسی در ایران با کدام کتاب و از کدام نویسنده ، آغاز شده است. اولین رمان فارسی به نوشته آقای شمس لنگرودی، حاجی آقای اصفهانی نام دارد که توسط جیمز موریه درسال 1824میلادی (1204 ه-ش) در لندن به زبان انگلیسی نوشته شده است . رمان بعدها توسط میرزا حبیب اصفهانی از نسخه فرانسه به زبان فارسی برگردانده شده است. داستان درباره، دربار فتحعلی شاه قاجار است و در ان نویسنده سنتهای کهنه جامعه ان روزگار ایران را به رشته تحریر درآورده است. موریه فرستاده انگلستان به ایران بوده که در امضای قرار داد گلستان و عامل سرگردانی اولین گروه بورسیه دانشجویان ایرانی و در تراشیدن هزینه های بالا برای انها نقش بزرگی داشته است.( نخستین گروه دانشجوی در سال 1190 هجری شمسی در زمان فتحعلی شاه بهمت عباس میرزا ولیعهد به لندن اعزام شدند شامل : دو نفر از پسران اشراف آذربایجان به نام های محمد کاظم- پسر نقاش باشی عباس میرزا -و میرزا حاجی بابا افشار بود .که این افراد برای تحصیل در طب و نقاشی به انگلستان فرستاده شدند.)*

آقای دکتر محمد فتوحی - دکتر حبیب الله عباسی قدیمی ترین رمان ایرانی را ستاره گان فریب خورده نوشته فتحعلی آخوندزاده که به زبان ترکی به رشته تحریر درامده است می دانند. اخوندزاده در سال 1191 در نوخای آذربایجان متولد شد اما پدرش ایرانی و از اهالی خامنه بود ، اخوندزاده به مدت طولانی در ایران زندگی کرد و برای همین از اوضاع واحوال مردم آن دوره اطلاع داشت. کتاب در سال هفتم پادشاهی شاه عباس اغاز می شود که ستاره دنباله داری در آسمان می درخشد و منجمان ، ستاره دنباله دار را نشانه مرگ پادشاه می پندارند، یکی از منجامن پیشنهاد می کند در ایام نحسی کسی دیگر بجای شاه بر تخت سلطنت بنشیند که اگر بلایی هم می خواهد نازل شود بر او نازل شود. از این رو از میان محکومین به اعدام یوسف ترکش دوز را انتخاب می کنند و بر تخت پادشاهی می نشانند. به نوشته لنگرودی [ اخوندزاده در این داستان وحشتناک ، که داستان همیشه ایران بوده است، از طرفی رذالت بی حد حاکمرنان مرتجد و بی فرهنگ را بیان می کند، که به خاطر وهمی ابلهانه جان هزاران نفر را به خون می کشانند.] رمان در سال 1253 هجری شمسی از زبان ترکی توسط میرزا جعفر قراجه داغی به فارسی برگردانیده شده است.اولین رمان فارسی که به زبان فارسی نوشته شده است از نظر اقای شمس لنگرودی کتاب شمس و طغرا نوشته محمد باقر خسروی است.

محمد باقر میرزا پسر محمد رحیم میرزا از خانواده قاجاری بود و در 24 ربیع الثانی در سال 1266 در تهران متولد شدف پدرش فرزند محمدعلی میرزا دولتشاه از نوادگان فتعلی شاه است او به نوشته خسروی به تربیت فرزندان خود توجه بسیار داشته،وی در کرمانشاه به تحصیل فارسی، عربی ، علوم ادبی ، منطق ، ریاضیات و معارف اسلامی پرداخت. گاهی شعر می سروده که پدر او را از ان کار منع می کرده. حسینعلی خان ساطان ادیب و دانشور تخلص خسروی را برایش برگزید و گرنه نام خانواده گی اش دولت داد است. بعد از مرگ پدر کفالت مخارج خانواده را بعهد گرفت اما از ادب و افکارعرفانی دور نشد. در اغاز جنگ جهانی اول و ورود انگلیسی ها، روس ها، ترکها به شهر های ایران واغتشاش داخلی باغث شد تا بخاطر برخی از فعالیت هایش به ناچارمدتی خارج از کرمانشاه زندگی کند و سر انجام او را با قول و قرارها به شهر آوردند اما تا رسیدن دستگیر و زندانی شد و به خواست روس ها که می خواستند تا او را به سیستان تبعید کنند اما نظرشان در همدان تغییر کرده و در همان جا در زندان بدی مبحوس شده وی شعرهایی را که نمودار فرار او از دست سپاه روس و پناه بردن به کوه هها است در انجا سروده (در سال 1335 ه-ق). بعد از دو ماه به کمک امیر افخم قره گزلو از زندان ازاد شد اما بعد از رهایی به تهران تبعید شد و تا پایان عمر خود در تهران ماند و در انجا اشعاری برای ادیب المالک فراهانی سرود و ستایش معصوم علی نایب الصدر مولف کتاب طریق الحقایق سرود. در شانزده ربیع اول 1338 ه-ق عمرش به پایان رسید و در ابن بابویه در کنار پیر طریقتش اقا محمد حسن نقاش زرگر به خاک سپرده شد.

شمس و طغرا شامل سه جلد کتاب است که دربرگیرنده داستان عاشقانه و تاریخی دو دلداه به هم می باشد. داستان از اردیبهشت 667 هجری یعنی سال سوم حکومت ابش خاتون عروس هولاگو و اخرین اتابک از سلسله سلغریان و دختر اتابک سعد بن ابوبکر در فارس بوده که در زمان ورود امیر انکیانو فرستاده ایلخان به شهر-شمس و ظغرا رمانی است عاشقانه و به اسم دو قهرمان اصلی کتاب هر سه جلد کتاب در برگیرنده ماجراها و مشکلاتی است که بر سر راه این دو قهرمان بوجود می اید -شمس به همراه پدر برای استقبال از انکیانو - امیر مغول به شیراز می ایند و اتش سوزی در خانه التاجو بهادر سرکرده مغولان که تازه مسلمان شده موجب می شود تا شمس برای کمک که در خانه به دام حریق افتاده اند بهکمک بشتابد و در انجا دختر التاجو بهادر همان طغرا را از آتش نجات می دهد و دلباخته او می شود و چون مغولان از قوانین یاساق ایلخانی پیروی می کردند و دختر به غیر تاجیک نمی دهند اولین مانع برای رسیدت دودلداه به هم بوجود می آید....

آقای احسان عابدی در متن نوشته بازخوانی تاریخ رمان نویسی در ایران کتاب حکایت پیر و جوان به نوشته ناصرالدین شاه (البته در ان نوشته هم ایشان نام نویسنده کتاب را با همراه دلایلی ناصرالدین شاه می دانند اما به نوشته خودشان در اینباره تردید است که نویسنده کتاب عبدالکریم منشی تهرانی منشی خصوصی ناصرالدین شاه باشد اما با اوردن دلایلی نویسنده کتاب را ناصرالدین شاه می دانند.) را اولین رمان فارسی می دانند. کتاب در سال 1501 ه-ش نوشته شده است. البته به کتاب سیاحت نامه ابراهیم بیک نوشته زین العابدین مراغه ای که در سال 1285 نوشته شده اشاره می کند اما با ارائه دلایلی این احتمال را که سیاحت نامه ابراهیم بیگ اولین رمان فارسی می باشد را رد می کند- حکایت پیر و جوان - داستان سه روزی است که شاه تصمیم می گیرد با لباس عامی به میان مردم برود. اولین روز پی کودکی می رود و رفتار او را زیر نظر می گیرد و روز دوم دنبال جوانی می رود و روز سوم به دنبال پیر مردی ...

 



تاریخ: چهارشنبه 04 اردیبهشت 1392
ارسال توسط hamidreza57

 

 
 

"برای جستجو در اشعار فرهاد و شیرین اثر وحشی بافقی کلیک کنید"

کمال الدین بافقی متخلص به وحشی از شعرای زبردست قرن دهم است . وی در اواسط نیمه اول قرن دهم در بافق به دنیا آمد و تحصیلات مقدماتی خود را در زادگاهش طی کرد . او در مدت عمر مانند خواجه شیراز از مسافرت های دور و دراز احتراز می جست و جز به کاشان و عراق سفر نکرد . وحشی بافقی در حدود سال 999 هجری قمری درگذشت . مزار وی در محله سربرج یزد در برابر مزار شاهزاده فاضل ، برادر امام هشتم قرار دارد . آثار باقیمانده وی عبارتند از دیوان اشعار ، مثنوی خلد برین ، مثنوی ناظر و منظور و مثنوی فرهاد و شیرین که این آخری به علت فوت وی ناتمام ماند و قرن ها پس از او وصال شیرازی آن را به اتمام رساند .

  اشعار فرهاد و شیرین اثر وحشی بافقی




تاریخ: چهارشنبه 04 اردیبهشت 1392
ارسال توسط hamidreza57

 پاورپوینت روان خوانی آن سوی پنجره-فارسی دوم راهنمایی

 






تاریخ: سه‌شنبه 03 اردیبهشت 1392
ارسال توسط hamidreza57

 

 

"گویندکه؛ معلمی کودکی را دید که در گوشه ای از مکتب خانه دست دعا برداشته که ؛ خدایا! جان معلم ما را بستان تا آسوده شویم. معلم که شاهد ماجرا بود لبخندی زد و گفت: پسرجان! من اگر بمیرم معلمی دیگر برای تدریس می آورند پس دعا کن که پدرت بمیرد تا برای همیشه از بلای درس خواندن رها شوی!"

این حکایت طنزآلود نشان از آن دارد که کراهیت محصلان از مشقّت مشق که آزادی آنها را محدود می کند امروزی نیست و تازگی ندارد. منتهی، امر ناخوشایندی که امروزه در حال وقوع است و هر ساله بر وخامت آن افزوده می شود علم گریزی است نه مدرسه گریزی! به همین سبب شاهدیم که دو عنصر «تمرکز» و « انگیزه» سال به سال در کلاس درس کم رنگ تر می شوند و هشدار معلمان و برگزاری آزمون پیاپی جز اتلاف وقت نتیجه ای نمی دهد. تاسف بارتر اینکه بسیاری از دانش آموزان از دو مرحله فرایند آموزش یعنی«یادگیری برای خواندن » و « خواندن برای یادگیری» هنوز در مرحله اول که مربوط به سال اول ابتدایی است، دست و پا می زنند و با اینکه رسماً  و اسماً در مقطع متوسطه هستند اما از خواندن و نوشتن یک شعر یا متنی ساده عاجز و ناتوانند. در گذشته این دانش آموزان به سوی رشته انسانی سوق داده می شدند که به گمان متولیان امر رشته ای ساده !تصور می شد. اما امروزه به برکت بخشنامه های دانش آموز محور! به رشته های کار و دانش و ریاضی و ... نیز هدایت می شوند تا سایر رشته ها نیز از فیض وجود آنان بی نصیب نمانده باشند!

چه باید کرد؟

می دانیم که «خانواده» ، «اوضاع جامعه» و« مدرسه» سه ضلع مثلث آموزش اند . دو ضلع اولی تقریباً از اختیار متولیان تعلیم و تربیت خارج اند و تنها می توان به صورت محدود و ناچیز خانواده را با برنامه های مدرسه هماهنگ کرد. اما ضلع سوم یعنی ؛ «مدرسه» را می توان با کمی هزینه و برنامه ریزی تقویت کرد تا اندکی بر جذابیت انتقال «علم» افزود. یکی از این راه ها، راه اندازی و گسترش هرچه سریع تر مدارس هوشمند است.زیرا ذهن دانش آموز امروزی به سبب ارتباط دائم با تلویزیون ، موبایل ، کامپیوتر و... تصویری و مانیتوری شده و ضروری است که اطلاعات کتب درسی از طریق دلخواه او یعنی دانش و امکانات روز بر وی عرضه شود تا با آنها پیوند ذهنی ایجاد کند. باید دانست که تکیه و اصرار بر تخته و گچ و کتاب برای آموزش مانند این است که به جای ماشین از درشکه برای حمل و نقل مردم امروزی استفاده کنیم.

البته از دانش افزایی معلمان نیز نباید غافل ماند و باید از طرق مختلف مثل اعطای لب تاپ و تبلت از طریق اقساط و اجبار آنها در فراگیری ظرایف و طرایف آن ها برای استفاده در کلاس می توان بخشی از مسیر عقب افتاده را جبران کرد. در این صورت است که می توان به آینده ای روشن امیدوار بود و مقداری از بی انگیزگی ای را که از طریق اوضاع جامعه به او تزریق شده ، کم اثر کرد و گرنه اعطای نمرات مجازی نه تنها کمکی به بهبود اوضاع نمی کند بلکه ما را دچار توهم پیشرفت نیز می کند.




تاریخ: دوشنبه 02 اردیبهشت 1392
ارسال توسط hamidreza57

 

 

پند لقمان حكيم به فرزند

 
 

    هزار حكمت آموختم كه از آن چهار صد حكمت انتخاب كردم واز آن چهار صد، هشت كلمه بر گزيدم

 

    كه جامع كمالات است.   

 
 

    دو چيز را هرگز فراموش مكن 1خـدا را 2- مرگ را، دو چيز را هميشه فراموش كن 1- به كسي

 

    خوبي كردي 2- كسي به تو بدي كرد.

 
 

وامّا چهاركلمه ديگر...

 
 

              به مجلسي وارد شدي زبان نگهدار                       به سفره اي وارد شدي شكم نگهدار

 
 

              به خانه اي وارد شدي چشم نگهدار                       به نمــاز ايـــسـتادي دل نگـهـــــدا




تاریخ: دوشنبه 02 اردیبهشت 1392
ارسال توسط hamidreza57

 قدس -----بیت المقدس


ا


ادامه مطلب...
تاریخ: دوشنبه 02 اردیبهشت 1392
ارسال توسط hamidreza57

 

پیامبر اکرم (ص) در تعریف و عظمت سدرة المنتهی فرموده :
من هنگامی که به معراج برده شدم ٬ وقتی به درخت سدرة المنتهی رسیدم ٬ دیدم که برگهای آن بسیار پهن و بزرگ است ٬ به طوری که هر برگی از آن بر سر امتی سایه افکنده است و میوه های بزرگ و درشتی دارد . و همین که جلوه ای از امر خدا آن را پوشاند به صورت یاقوت و زمرد و مانند آن در آمد . اشاره به « اذ یَغشیَ السِّدْر‌ةَ ما یَغْشی» است ٬ یعنی درخت سدرة المنتهی را چیزی پوشاند که حالا آن چیز ٬ نور یوده یا جلوه ای از عظمت پروردگار خدا می داند .
در روایت دیگری پیامبر اکرم (ص) فرموده : من وقتی به درخت سدرة المنتهی رسیدم با پروردگارم به اندازه « قابَ قَوْسَینِ اَوْ اَدْنی » فاصله داشتم یعنی به اندازه دو قوس یا کمتر از آن .
آری این عظمت سدرة المنتهی را می رساند. مخصوصا که فرموده « جنة المأوی » و بهشت برین هم در کنار آن است .
همچنین پیامبر اکرم (ص) فرمودند : من دیدم که روی هر برگی از برگهای درخت سدرة المنتهی فرشته ای استاده است و مشغول ذکر و تسبیح خداوند است .
لازم به ذکر است که « سدر » اسم جنس است یعنی جنس درخت سدر است و سدرة یعنی یک درخت سدر و « منتهی » یا اسم مکان است یعنی جایی که این درخت در آنجاست و یا به معنای منتهی الیه آسمانهاست ٬ یعنی این درخت در آخرین نقطه آسمانهاست و این معنا با آنچه در حدیث آمده که : سدرة المنتهی در آسمان هفتم است و یا جبرئیل نتوانست جلوتر از آن برود و یا پیامبر در آنجا با خداوند به اندازه دو قوس یا کمتر فاصله داشت سازگارتر است .
البته بعضی هم گفته اند : این درختی است در بهشت برزخی و الله العالم .
می گویند : در کشورهای عربی هم درخت سدر است که درختی است بسیار بلند که بلندی آن به چهل متر می رسد و تا دو هزار سال عمر می کند و سایه ای بسیار سنگین و لطیف دارد ٬ اما عیبی دارد که خاردار است ٬ لذا عربی آمد پیش رسول خدا و عرض کرد : ای رسول خدا ! در قرآن نام درختی خاردار آمده ٬ من فکر نمی کردم در بهشت چنین درختی باشد! حضرت فرمود: آن درخت کدام است ؟ عرض کرد : درخت سدر ٬ که درختی است خاردار . حضرت فرمود : مگر خداوند در قرآن نفرموده : « فی سدرٍ مَخْضودٍ » ۱ یعنی درخت سدر بدون خار! یعنی درخت سدر بهشتی اصلا خار ندارد ٬ بلکه به جای خار ٬ خداوند میوه قرار داده است که هر میوه ای هفتاد و دو رنگ ماده غذایی دارد که هیچ یک شباهتی به دیگری ندارد .۲

۱) سوره واقعه ٬ آیه ۲۸ .
۲) تفسیر المیزان٬ج۱۹ ٬ ص۵۷ـ۴۶ . تفسیر نمونه ٬ج۲۲ ٬ ص ۵۰۱ـ۴۹۵ و ج ۲۳ ٬ ص ۲۲۰ . بحارالانوار ٬ ج۸ ٬ مبحث بهشت .

 برگرفته از وبلاگ«dozakh-atash.blogfa.com»




تاریخ: دوشنبه 02 اردیبهشت 1392
ارسال توسط hamidreza57

                        [تصویر:  %D8%AC%D8%AF%D8%A7_%DA%A9%D9%86%D9%86%D8...%D9%86.gif]
                در ابتدای فصل هشتم کتاب فارسی سوم راهنمایی دوبیت از شعر اقبال لاهوری آمده است .  در ذیل کل ابیات شعر رو جهت اطلاع شما دوستان اوردم.

چون چراغ لاله سوزم در خیابان شما

ای جوانان عجم جان من و جان شما

غوطه ها زد در ضمیر زندگی اندیشه ام

تا به دست آورده ام افکار پنهان شما

مهر و مه دیدم نگاهم برتر از پروین گذشت

ریختم طرح حرم در کافرستان شما

تا سنانش تیز تر گردد فرو پیچیدمش

شعله ای آشفته بود اندر بیابان شما

فکر رنگینم کند نذر تهی دستان شرق

پارهٔ لعلی که دارم از بدخشان شما

می رسد مردی که زنجیر غلامان بشکند

دیده ام از روزن دیوار زندان شما

حلقه گرد من زنید ای پیکران آب و گل

آتشی در سینه دارم از نیاکان شما


 

 



تاریخ: دوشنبه 02 اردیبهشت 1392
ارسال توسط hamidreza57


در سالروز درگذشت

سهراب سپهری ،شاعر واژه های ترد.

 

من اناری را،  می کنم دانه ،

به دلم می گویم :

خوب بود این مردم ، دانه های دلشان پیدا بود 



سهراب سپهري، در پانزدهم مهرماه 1307 درقم به دنيا آمد و دوره زندگي را بيشتر در تهران گذراند . يك نكته مهم درباره سپهري از اين قراراست : سهراب سپهري بر اساس شناسنامه در مهر 1307 در كاشان به دنيا آمده است. اما او خود به صراحت اين موضوع را مردود شمرده است:

”من كاشي ام. .شناسنامه ام درست نيست . مادرم مي داند كه من در روز چهاردهم مهر(16 اكتبر)به دنيا آمده ام . درست سر ساعت 12 .مادرم صداي اذان را مي شنيده است . در قم زياد نمانده ايم. به گلپايگان و خوانسار رفته ايم . به سرزمين پدري.

نام پدرش اسدالله خان، و نام مادرش فروغ سپهري، نواده لسان المك سپهري، مؤلف ناسخ التواريخبود. در آن خانواده، غيراز سهراب، منوچهر، همايون دخت،پريدخت و پروانه هم زندگي مي كردند كه همگي اهل ذوق و هنر بودند. سهراب در محيطي سرسبز زندگي مي كرد. بـاغي بسيار بزرگ، با درختاني تنومند و گلهاي زياد، و وجود حيوانات اهلي،مرغ، لاك پشت، اردك، ... محيطي با صفاي روستايي به او هديه كرده بود.

 سهراب، رفتار خشن معلم و پدر را بارها تجربه كرده بود، حتي روزي به جرم نقاشي كشيدن بر تابلوي مدرسه كتك خورده بود . به نقاشي علاقه زيادي داشت، و از راه نقاشي، تامين معاش مي كرد. به موسيقي، و بويژه نوا ختن سنتور نيز علاقه داشت و دستگاههاي موسيقي را مي دانست . مطالعه،جزو كارهاي روزمره سهراب بود. فرانسه و انگليسي را خوب مي دانست، و به قران و مولوي و شمس، علاقه فراوانی داشت.

 سپهری در سال 1332 از دانشــكده هنرهاي زيبا دانشــگاه تهران، در مقطـع كارشنـاسي فارغ التحصيل شد و در مد ت زندگي خود، به اروپا، شرق آسياسفرهاي زيادي كرد. در حوزه نقاشي، و در عصر آهن، طبيعت را در آثارش جاني دوباره مي بخشيد. او هرگز ازدواج نكرد و در روزهاي پايان عمرش به انزوا پناه برد تا اينكه دريكم اريبهشت 1359، به علت بيماري سرطان خون درگذشت .

 


 


اولين سروده هاي سهراب، تا 35 سالگي ادامه داشت. در 45 سالگي، صداي پاي آب، و مسافر را سرود. در كل شش مجموعه شعر و دو شعر بلند ازاو مانده است. نام اولين مجموعه او، در كنار چمن،نام دارد و كتابي نيز به نثر به نام اتاق آبي نگاشته است. در كنار چمن، اولين كتاب سهراباست كه با مقدمه مشفق كاشاني چاپ شده و ناياب است . دومين اثر شعري سهراب، مرگ رنگنام دارد كه 22 قطعه شعر است. او در اين مجموعه، از شب و تاريكي صحبت كرده و مفاهيمي غير عرفاني دارد، و نوعي سـرگرداني در آن احسـاس مي شود .

 زندگي خوابها، سومين اثر شعري سهراب است كه در سال 1332 سروده شده است و بيشترين تعداد شعر سهراب را در خود دارد . در اين دفتر، سهراب نشان داده كه با عرفان مشرق زمين آشنا شده، و از تاريكي ها فاصله گرفته و نور را احساس كرده است . شرق اندوه، عنوان دفتر شعر ديگر سهراب است. در اين دفتر،صحبت از درد مشرق زمين و تجليات عرفاني ديده مي شود.صداي پاي آب، از اصلي ترين سروده هاي سهراب است. گويا سهراب، در اين شعر خود را معرفي كرده و مشاهدات عرفاني خود را بيان كرده است . در اين سرود، صداي تنهايي سهراب، و عرفان او را مي شنويم .او در اين سروده، همه را به خوبي و نيكي دعوت كرده است. مسافر، نيز از ديگر سروده هاي سهراب است كه در بردارنده نكاتي عرفاني، و خاطره سفري به شمال است .

حجم سبز،كامل ترين و زيبا ترين اثر شعري سهراب است. اين اثر با 25 شعر، در 1346 چاپ شده و يادگار روزهاي سبز و آفتابي سپهري است. سهراب در اين اثر، اشعاري قوي واستوار دارد، و طبيعت را نمايش كرده است. 

  آخرين مجموعه شعري سهراب، ما هيچ، ما نگاه، نام دارد. سهراب در اين مجموعه،   اشعاري دشوار و كم جذابيت دارد. گاه واژه ها بر معنا غلبه مي كنند ولي در نوع خود، بي نظير است. دراین مجموعهسپهري،در اوج و پختگي روحي است .و بالاخره اين كه اتاق آبي ديگر اثر سهراب سپهري است، كه به نثر است، داراي اشارات فلسفي، اعتقادي و عرفاني است. اتاق آبي سه بخش دارد : بخش اول به معرفي اتاق آبي ـ اتاقي در انتهاي باغي كه سهراب زياد به آنجا مي رفته ـ پرداخته، بخش دوم مربوط به خاطرات دبستان و دبيرستان است و بخش سوم، گفتگو با استاد نام دارد .

 




تاریخ: یکشنبه 01 اردیبهشت 1392
ارسال توسط hamidreza57

 

اگر دوست داريد، صداي خروش آبشاري پرآب در كوهسار را بشنويد و به تماشاي ريزش آب از كوه و لاله‌هاي سرخ واژگون و شكوفه‌هاي رنگارنگ و بستر سبز كنار جوي‌ها بايستيد، به سميرم در استان اصفهان برويد و از آنجا پس از پشت سر گذاشتن مسيري 5 كيلومتري به كنار آبشار سميرم مي‌رسيد كه از زيباترين و بزرگ‌ترين آبشارهاي ايران است.

 

 

آبشار سمیرم

 

 

چشم‌اندازهاي طبيعت رنگارنگ آنجا در بهار و اوايل تابستان رويايي‌اند اما در زمستان هم مي‌شود به كنار آبشار رفت و در خلوت سكوت، غرش آبشار را با تمام وجود شنيد.

 

 

 

حيف است اهل گردشگري در طبيعت باشيم و آبشار سميرم را نبينيم. آبشار پرشكوه سميرم، آبنماي طبيعي چشم‌نوازي است كه در 5 كيلومتري شرق سميرم واقع در 160 كيلومتري جنوب اصفهان قرار گرفته است.

 

 

آبشار سمیرم

 

 

 

با عبور از سميرم به سمت شرق به آبشار زيباي سميرم مي‌رسيم. اين آبشار گاهي، البته بندرت، ارتفاعي بيش از 70 متر پيدا مي‌كند. آب آبشار از چشمه‌ساران ارتفاعات بالادست آن سرچشمه مي‌گيرد و از بالاي تخته سنگ صخره‌اي صاف و عظيم به بيرون مي‌جهد. پاي آبشار فضاي سبز وسيعي احداث شده كه هماهنگي چشمگيري با كوه و آبشار و گياهان و گل‌هاي طبيعي كوه دارد.

 

 

 

آب و هواي اينجا در بهار و تابستان مطبوع و روح‌نواز است و گردشگران زيادي را جذب خود مي‌كند اما در زمستان هم بويژه اگر هوا خيلي سرد نباشد و برف زيادي زمين را نپوشانده باشد، مشتاقان طبيعت به تماشاي آبشار مي‌شتابند.

 

 

آبشار سمیرم

 

 

 

اواخر بهار و سراسر تابستان شايد جايي براي نشستن روي نيمكت‌هاي فضاي سبز آبشار پيدا نكنيد و صداي آبشار در سروصداي مردم، صلابت زمستاني‌اش را نداشته باشد؛ اما در زمستان شماييد و طبيعت شگفت‌انگيز پيش‌رويتان و شايد هم چند نفري مثل خودتان آنجا باشند. مي‌گويند آبشار سميرم، عروس زيباي سلسله كوه‌هاي زاگرس است.

 

زاگرس زيبايي‌هاي خيره‌كننده‌اي دارد. شايد يكي از جالب‌ترين آنها همين آبشار باشد. اين آبشار كه آبش در دره نادر جريان مي‌يابد، در گذشته 75 متر ارتفاع داشته؛ اما بر اثر فرسايش در سال‌هاي متمادي به 35 متر كاهش يافته و تنها در سال‌هاي پرآبي دوباره ارتفاع مي‌گيرد.

 

 

آبشار سمیرم در شب

 

ساليان طولاني كه شايد هزاران سال باشد، سبب شده تا نرمي آب، خراش و شكافي بر سينه كوه ايجاد كند و آب از اين شكاف بيرون مي‌جهد. همسايگي آبشار و كوه با درختان و همنوايي آنها با پرندگان، درختان و جانوران در محل، چشم‌اندازي رويايي پديد آورده كه تنها بايد به آنجا رفت و اين همه زيبايي را به چشم بصيرت و حيرت ديد و اين كلام را بر زبان آورد: خداي تو را شكر كه سرزميني زيبا به ما عطا فرمودي. شكرگزار نعمت‌هاي بي‌پايانت هستيم.

 

 




تاریخ: یکشنبه 01 اردیبهشت 1392
ارسال توسط hamidreza57
💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران